كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
800
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
عرض آن سى و شش درجه ] « 1 » و بيست و دو دقيقه و آخرش سى و هشت درجه است و پنجاه و چهار دقيقه و عرض كشمير از خط استوا سى و پنج درجه است و طولش از جزاير سعدا صد و پنج درجه و عرصهء آن ولايت طولانى افتاده و از جميع جوانب كوههاى بلند دارد . جنوبيش به جانب دهلى و زمين هند واقع است و كوه شمالى به طرف بدخشان و صوب خراسان و جانب غربيش مواضع و مراتع و منازل و مراحل اقوام اوغانى مىباشد و طرف شرقى مبادى اراضى تبّت است و در آن عرصه آنچه هموار است از طرف شرق به جانب غرب چهل فرسنگ باشد و عرض آن از جانب جنوب تا حدّ شمال بيست فرسنگ و در آن دشت هموار كه در ميان كوهسار واقع شده ده هزار قريه معمور است با چشمههاى خوشگوار و آب و سبزهء بسيار و گويند در آن ولايت از كوه و دشت صد هزار قريه محل زراعت و عمارت است و لطف آب و هواى آن ولايت موجب حسن و لطافت خوبان آنجا باشد . نظم شاه همه دلبران كشمير تويى * خرم دل آن سپاه كش مير تويى [ آن حور كه روح را سزد كش گويند * كاندر كف پاى نازكش مير تويى ] « 2 » و در كوه و دشت آن انواع درختان ميوهدار و ميوههاى خوب سازوار باشد و چون هوايش ميل به سردى دارد و برفهاى عظيم مىبارد ميوهاى گرمسيرى مثل خرما و نارنج و ليمو و غير آن نمىشود . امّا از مواضع نزديك نقل مىكنند و در ميان هموارى كه هرطرف تا كوه شرق و كوه غرب بيست فرسنگ باشد شهرى است نغز ، نغزنام ، نشيمن حكّام و بغدادوار نهرى عظيم در ميان آن جارى است كه در كثرت از دجله مىگذرد و مجموع چنان آبى قوى از يك چشمه بيرون مىآيد كه در همان
--> ( 1 ) . ك ندارد . ( 2 ) . ك ندارد .