كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
798
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
حضرت بيست و ششم ماه از كنار آب جناوه كوچ كرده در بيابان نزول فرمود و ايلچى تبريز را به سمرقند فرستاد تا شاهزادگان چون دولت و اقبال به استقبال آيند و راى عالم آراى عزم فرمود كه به سرعت نهضت نمايد . ذكر سرعت نهضت صاحبقران جهانگشاى عدو بند به جانب دار السلطنهء سمرقند حضرت صاحبقران لشكرها از درياى دندانه گذرانيده به تعجيل روان شد و بيست و هفتم ماه بر كنار بيشهاى ، در سرتلى محفهء آن حضرت را فرود آوردند . ناگاه شيرى نمود . بهادران صف شكن و دليران شير افكن از هرطرف بر آن صيد تاختند و امير شيخ نور الدين دليرتر از همه حمله كرده شير را انداخت و در اين اثنا ، امرا كه به طرف لهاور رفته بودند و انواع جهاد و اجتهاد نموده به موكب همايون رسيدند و غنايم بسيار به رسم پيشكش و نثار به عرض رسانيدند و درياى سخا در جوش آمده و امرا و بهادران را انعام تمام فرمود و نظر مبارك او بر محمد آزاد افتاد و مساعى او در معارك به خطر همايون آورده او را به مرحمت و عنايت مخصوص گردانيد و به تشريف خاصّ و كمر تركش مرصع مكمل « 1 » مرتبهء او را از اقران درگذرانيد . صناديد ايام و سلاطين عظام چشم آن داشتند كه به يك نظر آن حضرت ، منظور عين عنايت شوند . مصرع چشم او بر هركه مىافتد نشان دولت است و همان روز ، لشكرها را اجازت فرموده امراى جوانغار و برانغار هريك به راهى معين شدند و همه را به خلعتهاى گرانمايه نوازش فرمود و اميرزاده پير محمد را به كمر مرصّع و تاج خاصّ اختصاص بخشيد و از اعيان ممالك هند جمعى ظفر كردار ملازم ركاب نصرت شعار بودند تشريفات فاخر پوشانيده و حكم جهان مطاع ارزانى داشته اجازت مراجعت يافتند و خضر خان ، كه سارنگ او را گرفته بند كرده
--> ( 1 ) . ظف : « جامهء خاصه و تركش خاصّه با بند زر . » ( ج 2 ص 129 ) .