كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
795
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
غلّهء سبز خوشه كشيده و لشكريان همه را چرانيده بيستم ماه به درهاى كه منبع آب جمو بود درآمدند و چند نوبت از آب گذشته به جايى رسيدند كه در دامن كوه به طرف دست چپ قصبهء جمو بود و در دست راست قريهء منو و درين دو محل هندوان قوى هيكل پردل جاهل بسيار بودند و كوهها و جنگلها در غايت محكمى و استوارى داشتند چنانچه برآمدن بر آنجا محال مىنمود و هندوان بدان مواضع حصين پناه برده نعره و فرياد مىزدند و تير مىانداختند . راى عقده گشاى حضرت صاحبقران خواست كه آن ددصفتان ديوسيرت را نوعى در دام تسخير آورد كه لشكر اسلام را آسيبى نرسد و هندوان به حسن تدبير در قيد تسخير آيند . فرمان فرمود كه متعرّض ايشان نشوند و قريهء منو را تاخته از قصبهء جمو غلّهء بسيار برداشتند و هنگام بازگشتن چند قشون دلاوران جلادت آيين در آن جنگلها چون شير عرين در كمين نشاند و بيست و يكم ماه [ مزرعهء جنداوه ] « 1 » منزل همايون شد و در آن مقام چهار فرسنگ در چهار فرسنگ كشتزار و علفخوار بود و چون حضرت صاحبقران از آن درّه بيرون فرمود و آنجا غزا ننمود ، ضمير منير آن حضرت ملتفت آن بود و گبران بعد از عبور سپاه منصور ايمن شده روباهصفت از بيغولهها بيرون آمدند . بهادران ظفر قرين از كمين بيرون آمده بر آن زمرهء بىدين زدند و بسيارى را به تيغ جهاد گذرانيد و از تومان امير شيخ نور الدين ، دولت تمور تواجى و حسين ملك قوجين راى جمو را با پنجاه گبر « 2 » ديگر گردن بسته به درگاه اسلام پناه آوردند . حضرت صاحبقران شكر و سپاس فراوان آفرينندهء زمين و آسمان و فروزندهء چراغ موحّدان و سوزندهء خرمن شوكت مشركان را به تقديم رسانيده و راى جمو را كه زخمدار بود به جهت استخلاص مال آنجا علاج فرمود و به وعد و وعيد و بيم و اميد او را نصيحت كرده سعادت ايمان يافت و گوشت گاو كه پيش آن خران حرام است در حضور مسلمانان
--> ( 1 ) . چنين است در هر سه نسخه ظفرنامه : [ مزرعهاى در كنار آب جناوه ] ( ج 2 ص 124 ) . ( 2 ) . ك : كس .