كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

786

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

اتفاق افتاده باشد و چون روز بيگاه و چهرهء روزگار چون روى و راى كفار تيره و سياه گشت و در آن بيشه‌هاى تنگ جاى درنگ نبود لشكر منصور با غنايم نامحصور به موقف غزو دوم بازگشته فرود آمدند و اتمام قضيهء « 1 » درهء كوتله تا در روز ديگر موقوف ماند . مصرع بامدادان كار گبران جمله يكسو مىشود ذكر استيصال گبران درهء كوتله « 2 » و قصهء سنگى كه بر شكل گاوى واقع شده و آن را مىپرستند درهء كوتله بر دامن كوهى است كه درياى گنگ از آن مىگذرد و پانزده گروه از آن‌جا بالاتر سنگى است بر شكل گاوى كه آب گنگ از آن سنگ بيرون مىآيد و خواص و عوام هندوان بىدين و ملل اولئك كالانعام بل هم اضّل « 3 » از خرى آن گاو سنگين را پرستش نمايند و يك ساله راه از اطراف به اعتقاد تمام پيش آن گاو آيند و مردگان خود را سوخته خاكستر خود را در آن آب ريزند و به اميد نجات در آن وسيله آويزند و زر و نقره در آن آب پاشند و زندگان در آن آب درآمده سر و ريش تراشند و آن را به زبان خود عبادت مقبوله خوانند و به منزلهء حج از اركان اسلام و ايمان دانند و ابو نصر عتبى حكايت غوايت كه هندوان به عقيدهء فاسده در باب اين آب دارند در كتاب يمينى آورده است و شرح آن داده كه سلطان محمود ، بعد از چند سال كه به فرض جهاد قيام نمود ، در اواخر حال عزيمت قنّوج فرمود و مدتها به محاربهء كفار گذرانيد تا عاقبت به سعى تمام لشكر اسلام به اين حدود كه اكنون قلم مشكين رقم در مقام اتمام كلام آن است رسانيد و صاحب ترجمهء يمينى آن غزو را طراز مواقف و مغازى يمين الدّوله محمود دانسته و صاحب‌قران ظفر قرين

--> ( 1 ) . س ، ك : قصهء . ( 2 ) . در ظفرنامه همه جا : كوپله ( ج 2 ص 110 ) . ( 3 ) . الأعراف 179 .