كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

777

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

امراى ديوان و بيتكچيان مثل جلال اسلام و جمعى اهل قلم بر در دروازه نشسته توجيه مال امانى مىكردند و چند هزار سوار به تحصيل قند و غلّه آمده بودند و غلبه‌اى از نوكران آغايان جهت مهمّات در شهر مىگشتند و نوكران امرا جمعى ياغى را كه از اطراف گريخته پناه به شهر آورده بودند به موجب فرموده تفحّص مىنمودند . بدين سببها لشكريان در شهر ريختند و دست بيداد برآورده در غارت آويختند و امرا هرچند منع كردند مفيد نبود و آن حضرت در مجلس عشرت . نظم به رسم فريدون و آيين كى * بر آراسته بزمى از رود و مى و صبا و شمال را مجال نه كه صورت حال عرضه دارد . آرى وَ إِذا أَرادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوْءاً فَلا مَرَدَّ لَهُ « 1 » در شهرهاى دهلى از سرى و جهان‌پناه و دهلى كهنه لشكر بنياد خرابى و فساد كردند و هندوان جوق جوق آغاز جنگ كرده خانه‌ها و مالها آتش زده زن و فرزند را سوختند و با آن‌كه هندوان نايرهء قتال و جدال برافروختند ، امرا دروازه‌ها را بستند تا لشكر بيرون نتوانند آمد . امّا پانزده هزار سوار نامدار از اول شب تا روز غارت كردند و روز بيرونيان را طاقت نمانده درآمدند . هفدهم ماه غارت عام اتّفاق افتاد و ديگر روز همان آتش جهانسوز شعله‌افروز بود و محلات جهان‌پناه و سرى به تاراج رفت و هركس از لشكر صد نفر و بيشتر و كمتر تا بيست هندو اسير كرده برده گرفتند و انواع لآلى و جواهر به تخصيص ياقوت و الماس و اوانى زر و نقره و نقود از تنگهاى علايى چندان بود كه شرح آن از حدّ تجاوز مىنمود و بيشتر كنيزكان را ياره‌ها و خلخالهاى زر و نقره در پاى تا انگشتهاى پاى به انگشتريهاى قيمتى آراسته بود و اقمشه و رخوت و نبات و ادويه و عقاقير در حساب نمىآمد و نوزدهم ماه امير شاهملك و على سلطان تواجى با پانصد مرد جلد متوجه دهلى كهنه شدند كه هندوان در مسجد جامع آن‌جا جمع آمده جنگ مىكردند بهادران نامدار به دفع آن

--> ( 1 ) . سورة الرّعد 11 .