كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
772
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
ز پولاد پوشان لشكرشكن * تن كوه لرزيد بر خويشتن قراولان ظفرنشان سونجك بهادر و سيد خواجه و اللّه داد و ديگر دلاوران سپاه مخالف را ديده در كمين شدند و قراول دشمن پيدا آمده و از ايشان گذشته دلاوران نامدار با تيغ ظفرنگار چون شير غرّان در طلب شكار از پس ايشان درآمدند و قريب پانصد كس را بر خاك هلاك انداختند و سپاه نصرتشعار جلادت آثار ، كه از دندان شير و خرطوم فيل و سرپنجهء پلنگ و كام نهنگ انديشه نداشتند ، به زخم تيغ آبدار و سنان جانگذار مرد و فيل را مجروح گردانيده و بر صف فيلان زده فيلبانان را نگونسار ساختند . از برانغار اميرزاده پير محمد حمله كرده شمشير به فيل رسانيد و ميسرهء دشمن را كه به طغاى خان قوى بود رانده از حوض خاص گذرانيد و امير سليمانشاه كوششهاى بهادر [ انه نمود . از جوانغار اميرزاده سلطان حسين و اميرزاده سلطان خليل و جهانشاه ] « 1 » بهادر و غياث الدين ترخان ميمنهء خصم را كه به تمكين ملك معين الدين و ملك هاتى كوه آهنين مىنمود بر هم شكستند و امير جهانشاه در عقب خصم « 2 » رفته نزديك دروازه رسيد و قول دشمن با پيلان چون اهرمن حمله آورد و اميرزاده رستم و امير شاهملك و امير شيخ نور الدين پيش آمده و كوششهاى مردانه نموده به مركز ياغى محيط شدند و امير شيخ نور الدين شمشير رسانيد و امير شاهملك دادمردى داد و امراى قشون و ديگر بهادران بر صف پيلان جنگى زدند و به ميان كوههاى بىستون كه به چهار ستون مىرفتند درآمدند و فيلبانان را از قلهء آن كوهها نگونسار ساختند و به تير و شمشير خرطوم اژدها صفت فيلان را مجروح كرده مىانداختند و فيلان را دستگير كرده آوردند . نظم پيادگان كه در آن جنگ رفته همچون شير * همه به دولت شه بازگشته پيلسوار
--> ( 1 ) . ك ندارد . ( 2 ) . س ، ك : دشمنان .