كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

770

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

طغا خان مفّوض فرمود و امير على هوجه و سرداران كشور هند با او بودند و ميمنه به عهدهء ملك هاتى « 1 » و ساير سپاه‌سالاران هندوستان محكم شده و ده هزار سوار و بيست هزار پياده . « 2 » مصرع همه اسباب حرب آماده روى به مقابله « 3 » و مقاتله به كارزار آوردند و صد و بيست زنجير فيل جنگى چون درياى جوشان و ابر خروشان به سلاحها آراسته و صندوقها و تختها بر پشت فيلان پيراسته و بر هر تخت و صندوق چند ناوك افكن آماده و رعداندازان و تخش‌افكنان نزديك فيلان ايستاده اگرچه لشكر منصور صفهاى جنگ بر هم شكسته بودند و كارهاى پريشان به عقد عقل گره‌گشاى بر هم بسته امّا بىتكلّف در اين مقام محلّ انديشه و حيرت بود . چه هيبت هيأت فيلان كوه منظر عفريت پيكر دلها از جا برده بود و دماغها برهم زده و اسبان فيلان را ديده مىرميدند و سواران بديشان نمىرسيدند و در افواه مذكور و بر السنه مشهور كه بر اعضاشان از صلابت تير و شمشير كار نمىكند و قوتشان چنان‌كه درختان را به باد حمله بر مىكنند و بناهاى عالى را به اشارت ويران مىسازند و به ثعبان خرطوم اسب را با سوار از زمين ربوده به هوا براندازند و اين مبالغه‌ها در بيشتر خاطرها نقش‌پذير شده بود و دغدغه به ضماير راه يافته . حضرت صاحب‌قران هنگام تعيين مواضع متعينان از جمعى علماى رفيع مقدار كه ظفر كردار ملازم ركاب نصرت انتساب بودند مثل خواجه افضل پسر شيخ الأسلام مولانا جلال الدين كشى و مولانا عبد الجبار پسر اقضى القضاة مولانا نعمان الدين خوارزمى به زبان شفقت از روى عنايت سؤال فرمود كه جاى شما كجا خواهد بود . ايشان از دهشت آن سخنان بىتأمل گفتند كه جاى ما در آن محل كه عورات باشند . آرى

--> ( 1 ) . تصحيح از ظفرنامه - س ، ك : مانى - ف : امانى . ( 2 ) . حاشيهء نسخ س ، ك : « در ظفرنامه چهل هزار پياده مىگويد . » ( ر ك ص 78 ج 2 ) . ( 3 ) . ظاهرا : روى مقابله .