كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
761
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
خانه بچگان صاحبقرانى تيرباران كرده او را از آن مهلكه خلاص دادند . عاقبت نسيم عنايت از مهبّ لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ « 1 » وزيده لشكر اسلام غالب آمد و ده هزار هندوى بدكردار به آتش تيغ آبدار خاكسار شده به باد فنا رفتند و عمارتها و خانهها آتش زده و خراب ساخته با زمين هموار كردند . « 2 » مصرع در آن ديار نماند ز آدمى ديّار و حضرت صاحبقران غنايم آن قلعه را بر امرا و لشكريان بخش فرمود و زخمداران را به مرهم مرحمت نوازش نمود و اوزون مزيد و فيروز و ديگران را كه در معاونت امير شيخ نور الدين كوشش نموده بودند به عنايت مخصوص ساخته تشريف و انعام ارزانى داشت . ذكر عزيمت حضرت صاحبقران به صوب سرسطى و فتحآباد و اهرونى چون امير كبير خاطر خطير از تسخير شهر و حصار بطنير - خود چه شهر و حصار ، ويرانهء پرمردار - فارغ ساخت ، رايت همايون به عزم فتح بلاد ديگر برافراخت و از آنجا سيم ماه روان شده شب در ميان كرده چهارم ماه به قلعهء فيروزه « 3 » رسيد و همان روز به شهر سرسطى آمد و اهالى آنجا اكثر كافر بودند و گوشت خوك مىخوردند و از آوازهء لشكر منصور گريخته بودند . سپاه ظفرپناه در عقب ايشان شتافته و آن گمراهان را يافته بسيارى به تيغ جهاد گذرانيدند و غنايم فراوان گرفته سالم و غانم بازآمدند مگر عادل فراش كه در آن محاربه عزّ شهادت يافت و حضرت صاحبقران يك روز در سرسطى بوده نهضت فرمود و هيژده گروه قطع كرده به حوالى فتحآباد آمد و مردم آنجا به غرور شيطان قدم در راه عصيان نهاده پشت بر
--> ( 1 ) . سورة يوسف 87 . ( 2 ) . حاشيهء نسخهء س : « و اول النّار جمر ثم يشتعل * و اوّل الغيث رشّ ثم ينسكب » ( 3 ) . ك : فيروزشاه .