كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

754

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

راست به جلادت امير شيخ نور الدّين آراسته و دست چپ به شوكت امير شاهملك و امير شيخ محمد ايكو تيمور زينت يافته و على سلطان را با پيادگان خراسان در پيش قول بازداشته به كنار آن كول آمد و نصرت از غايت جهل و غرور در برابر لشكر منصور صف كشيد و على سلطان با پيادگان خراسان در آب و لاى با زمرهء ضلال به حرب و قتال مشغول شد و او با جمعى بهادران زخم‌دار گشت و امير شيخ نور الدين نيز به آب و لاى درآمده [ آن بادپيمايان خاكسار را به تيغ آبدار به آتش دوزخ و بئس القرار رسانيدند و نصرت بىسعادت ] « 1 » ناپديد شد و از حال او كسى خبر نيافت و اموال ايشان غارت يافته خانه‌ها را آتش زدند و سپاه ظفرپناه از آن كول و چال در گل و لاى كه راهى به غايت تباه بود . نظم وهم را پاى از گلش لغزيد * عقل از آن آب و لاى مىترسيد به دشوارى عبور نمود و در موضع شاهنواز نزول فرمود « 2 » و لشكر در شاهنواز كه قريه‌اى معتبر است غلهء بسيار يافتند و چندان‌كه خواستند برداشتند و باقى را آتش زدند كه گبران فايده نگيرند و جمعى امرا در عقب اتباع نصرت نكبت‌زده رفتند و به ايشان رسيده و قتل بسيار كرده با غنيمت بسيار بازآمدند و آن حضرت دوازدهم ماه از شاهنواز كوچ كرده در لب آب و ياه به مقابلهء قريهء جنجان « 3 » كه جمع آغروقها آن‌جا بود فرود آمد و همان روز تمام لشكرها از آب گذشتند . و در اين روز معتمدى هريملك نام از خراسان رسيده خبر سلامتى اميرزاده شاهرخ رسانيد و بيلاك و تحفه كه آورده بود به وسيلهء امرا گذرانيد .

--> ( 1 ) . ك ندارد . ( 2 ) . س ، ك : فرموده . ( 3 ) . نسخ : جيحان - تصحيح از ظفرنامه ج 2 ص 49 .