كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
747
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
مسجد جامع است و ديگر مساجد و عمارات عالى . و چون آن حضرت رسيد ، موسى اوغانى و مردم او ، به اتّفاق گروهى از سپاه ظفرپناه ، به عمارت مشغول بودند و حكم همايون به اتمام عمارت قلعه نفاذ يافت و استادان و لشكريان به مدّت چهارده روز چنان قلعهاى را معمور ساخته مسجد جامع به عهدهء امير شاهملك و امير جلال اسلام تمام شد و موسى اوغانى و حشم او كه مس زراندود نفاق را به زر خالص خرج كرده بودند خبث ضمير ايشان ظاهر شده از بوتهء امتحان به دغل و دغا خلاص نيافتند . « 1 » بيت قلب اندودهء حافظ به دغا خرج نشد * كه معامل به همه عيب نهان بينا بود و شب جمعه شانزدهم ذى الحجه قصد گريز كردند و دروازها را مضبوط يافته سحرگاه خواستند كه به تغلّب بيرون روند نتوانستند و بعضى مستحفظان را زخمها زدند . چاشتگاه حكم جهان مطاع نافذ شد كه آن تيرهرويان خيرهرايان را به تيغ سياست گذرانيده دويست نفر به قتل آوردند و زن و فرزند و اموال ايشان را به مظلومان ايرياب كه سالها از جور ايشان جفاها و بلاها كشيده بودند سپردند و قلعهء ايرياب را به ملك محمد ارزانى داشته به جاى برادر خود حاكم شد و راهها از شرّ مفسدان ايمن گشت .
--> ( 1 ) . ظف ( به اختصار ) : حضرت صاحبقران صباح جمعه هفدهم ماه جهت احتياط خندق و حصار بر اسبى بود كه آن را تخت روان مىگفتند سوار شده گرد قلعه مىگشت و امرا و نويينان پياده ملازم ركاب مىرفتند و از اتباع موسى هفت نفر بر بام خانهاى بر پشت دروازه ايستاده بودند . چون صاحبقران به مقابل دروازه رسيد ، از روزن بالاخانه تيرى به قصد آن حضرت انداختند چنانچه از آواز گذشتن تير اسب برميد . . . نائرهء خشم پادشاهانه برافروخت و در چاشت همان روز ، بر حسب يرليغ لازم الأتباع ، موسى را با دويست كس از اتباع او كه گرفته بودند به ملك محمد سپردند و او با سه نوكر ايشان را به قصاص برادر به خنجر انتقام سر از تن جدا كرد و از سرهاى ايشان مناره ساخت . ( ج 2 ص 36 ) .