كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
743
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
نظم آنكه جنگ آرد به خون خويش بازى مىكند * روز ميدان و آنكه بگريزد به خون لشكرى و آدينه شيخ و شيخ حسن و دولتشاه جلادت نموده شهادت يافتند و از وقت چنگيز خان تا آن زمان از جنس قيات كسى اين بىناموسى نكرده بود . حضرت صاحبقران به مقتضى السلطان ينظر بنور الرحمن چون از اميرزاده رستم و برهان اغلان خبرى نمىيافت از خانه بچگان محمد آزاد و جمعى دلاوران را با چهار صد كس صد ترك و سيصد تاجيك به تفحّص حال ايشان فرستاد و محمد آزاد به آن درهاى كه جنگ شده بود رسيد و از لشكر ديّار نديد و با ياغى دوچار شده جنگ بسيار كرد و جيبا و اسلحه و اسبان مسلمانان بازستده مظفر و منصور به برهان اغلان و سپاه گريخته پيوست و گريختگان اموال خود را شناخته ستادند و محمد آزاد برهان اغلان را گفت مصلحت آن است كه اينجا فرود آمده شب گذرانيم و او از بد دلى همان لحظه به عقبه برآمد و لشكر با او موافق شدند . آرى . مصرع پشت سپه گران سوارى دارد و حضرت صاحبقران ، بعد از فتح كتور و قتل آن قوم بداختر ، جلال اسلام و على سيستانى را فرمود كه راه بيرون رفتن راست سازند و لشكريان غلههاى گبران را خورانيده و سبزهها را چرانيده خشكها را سوختند و جلال اسلام و على جاى برآمدن پيدا ساخته و در بعضى محل برف سوراخ كرده و آن حضرت از عقبهها و درهها گذشته به خاوك نزول فرمود و جمعى را به محافظت قلعهء آنجا كه به موجب فرمان آبادان كرده بودند بازداشت و امرا و لشكريان را كه در مدت هيژده روز پياده به غزو كفار قيام نموده بودند سوار ساخت و در حدود اندر آب مظفّر و كامياب به آغروق همايون پيوستند و برهان اغلان كه با ده هزار سوار از پيش اندك نفرى از كفار گريخته و آبروى اسلام ريخته بود مخاطب و معاتب شد و در مجلس همايون راه