كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
733
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
پادشاهى نوباوهء باغ شاهنشاهى . مصرع شاهى كه مملكت ز جمالش كمال يافت معز السّلطنة و الدّنيا و الدّين اميرزاده بايسنغر بهادر بود كه در دار السلطنهء هرات [ در شب جمعهء ] « 1 » بيست و يك ذى الحجهء سنهء 799 به طالع جوزا چون آفتاب در اوج استعلا طلوع كرد . نظم از علوّ طالعش خورشيد را بود آگهى * زان كند از بهر اوج خويش جوزا اختيار « 2 » انوار مولد همايونش آباى علوى و امّهات سفلى را ديده روشن ساخت و فروغ طلعت ميمونش بر وجنات كاينات پرتو سعادت انداخت . مطربان نغمهسراى بالا چنگ در عود زدند و صوفيان زواياى فلك معلى فلكوار به چرخ آمدند و اهل زمين سر مفاخرت به آسمان رسانيدند و طنطنهء كوس بشارت از ايوان كيوان گذرانيدند و اميرزاده شاهرخ فرمود كه در باغ زاغان تعبيهها بستند و اسباب طوى مهيا ساخته چند روز خاص و عام قدم بر بساط نشاط نهادند و هرچه دست آرزو به دامن آن رسيد به جاى آوردند و در آخر ايام سور ، طوى به عظمت فرموده اعيان حضرت و اركان دولت را تشريفات فاخر پوشانيد و حضرت صاحبقران به استماع اين بشارت شادمان گشته خبررسان را از مال صامت ناطق و از ناطق صامت گردانيد . مصرع فزون از چند و چون بخشش نمودند ذكر وقايع سنهء ثمانمائه احوال ولايت ماوراء النهر حضرت صاحبقران در آن ايام كه در سمرقند مقام و آرام فرموده بود ابر
--> ( 1 ) . تكميل از ظفرنامه ( ص 576 ) . ( 2 ) . حاشيهء نسخهء ك : « اگر در حين ولادت حضرت شاهزاده اوج آفتاب در جوزا مىبود ، اين بيت به غايت مناسب مىنمود و پوشيده نيست كه در آنوقت آفتاب در سرطان بود . »