كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

731

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

بر امرا قسمت كرده آن حضرت از غايت اهتمام به نفس شريف ملتفت شده به يك ماه و نيم به اتمام رسيد . شرفات ايوانش از ذروهء كيوان گذشته و نزاهت لطافتش غيرت‌فزاى روضهء رضوان گشته و چون آن مقام فلك احتشام تمام شد و طويهاى پادشاهانه سرانجام يافته به انجام پيوست « 1 » آن حضرت به خدر معلّى بيكسى سلطان دختر شاهزاده عالميان اميرانشاه گوركان عنايت فرمود . ذكر ابتداى سلطنت اميرزادهء جهان شاهرخ بهادر « 2 » در خراسان حضرت صاحب‌قران سلطنت خراسان تا به قومس و مازندران و سيستان تا حدود هندوستان به فرزند ارجمند پادشاه عالى همت پاكيزه سريرت معين الدّنيا و الدّين شاهرخ بهادر عنايت فرمود . نظم به دور اين‌چنين روشن جنابى * خراسان را در افزود آفتابى و آن مملكت كه در اقليم رابع وسط ربع مسكون و واسط ميان ايران و توران و ممالك شرقى و غربى واقع است به مهر سپهر سلطنت و سپهر مهر خلافت ارزانى

--> ( 1 ) . حاشيهء نسخهء ف : « در ظفرنامه آورده كه اركان راسخ بنيانش به غايت متانت و استحكام برآوردند و به هر ركنى از آن ستونى از سنگ مرمر كه از تبريز نقل نموده بودند نصب كردند . سطوح ديوارش را به لاجورد و زر چنان طرفه و در خور منقّش ساختند كه طراوتش گرد تعبير و تشوير بر ارتنگ مانى و نگارخانهء چينى نشاند و فرش صحنش از سنگ مرمر و سنگ سياه كرد ( ؟ ) ( ظفرنامه چاپى : سنگ كوه تور ؟ ! ) به نوعى بپرداختند كه در لطافتش هوش مدهوش و عقل خيره بماند و ازارهء بيرون و اندرونش به كاشىكارى آراسته . » ( ر ك ص 572 ) . ( 2 ) . حاشيهء نسخهء ف : « تفويض سلطنت خراسان به ميرزا شاهرخ سنهء 799 و زمان سلطنت او در آنجا پنجاه و يك سال . زيرا كه در زمان حكومت به موجب حكم جهان مطاع هشت سال و به استقلال چهل و سه سال . »