كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
729
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
اميرزاده رستم را از راه لرستان به ولايت مكران فرستاد كه به اتفاق امير ايدكو برلاس و لشكرهاى كرمان تاخت كيج و مكران كنند و خود از راه طارم لشكر را سير ساخته هركه سر اطاعت بر زمين انقياد ننهاد جان نازنين به باد داد . لشكريان الجا فراوان گرفتند و هرجا حصار و قلعه بود مفتوح ساخته مسخّر گردانيدند و هفت حصار هرموز اول تنگ زندان دوم كوشكك و سه ديگر شاميل و چهار مينا پنجم منوجان و ششم طرزك و هفتم تازيان را به جنگ گرفته ويران ساختند . نظم تهمتنى كه به هنگام كين اگر خواهد * ز هفت قلعهء گردون حصار بگشايد چه اعتبار ز هرموز و هفت قلعهء آن * گهى كه دست فلك اقتدار بگشايد والى ملك هرموز ، ملك محمد شاه ، آب دريا را پناه ساخته كشفوار سر در نقاب عجز و اضطرار كشيد . مصرع همچون كشف عدوى ترا پوست شد حصار و از نهيب لشكر بحر جوش رعد خروش غرق درياى حيرت گشته راه به ساحل سلامت نمىبرد . عاقبت از روى عجز و بيچارگى ايل شده ترك فضول گفت و مال چهار ساله قبول كرد « 1 » هر سال سيصد هزار دينار كپكى . مقرّر آنكه بعضى نقد ادا كند و تتمه به خزانهء عامره رساند و در آن ولايت مدت سه سال باران نيامده بود و سحاب به چشم عنايت جانب لب تشنگان نديده .
--> ( 1 ) . ظف : ج 1 ص 579 - 578 « ايل شده زنهار خواست و بسى تحفه از تنسوقات بحر فرستاده باج و ساو بر گردن گرفت و خراج آنجا هر سال سيصد هزار دينار بود و مدت چهار سال هيچ از آن به كسى نداده بود . مال چهار ساله قبول كرد و به ازاى بعضى از آن بىتوقف نقد و مرواريد و اقمشه بفرستاد و تتمّه التزام نمود كه تدبير كرده ارسال نمايد . »