كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
674
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
مصرع او نيز گذشت از اين گذرگاه و تركمانان گريخته شيخ تيمور بهادر در عقب ايشان رفته بسيارى به قتل آورد و باقى جسته و خسته به گرمسير رفتند و سپاه منصور اموال نامحصور گرفتند و جمعى گبران در آن كوهستان حصارى داشتند . لشكر نصرت شعار به قوت بازوى كامكار حصار را گرفته تودهء خاك و گبران را فرسوده و هلاك ساختند و رايات همايون فرخ و ميمون به دشت قولاقى بازآمدند و دهم رمضان كوچ كرده در كنار آق سراى فرود آمدند و حضرت صاحبقران شاهزادگان و امرا را نامزد قلاع مفسدان گردانيد و شاهزاده اميرانشاه گوركان را به حصار ساريق « 1 » فرستاد و با آنكه خانزاده كه حرم محترم شاهزاده بود ، در اين ايام طوى بزرگ ترتيب مىنمود ، آن حضرت حكم فرمود كه امير اوج قرا ملازم شاهزاده عزيمت نموده به آن طوى « 2 » توقّف ننمايند و به فرّ دولت آن حضرت حصار را گرفته و حصار كراوتو را مسخّر ساخته هردو را ويران ساختند و مردم آن را به قتل آوردند و اميرزاده محمد سلطان را به جانب دربند لرستان روان فرمود و آن حضرت بقيهء ماه مبارك رمضان در آق بلاق به آداب فرايض و سنن ماه صيام قيام نمود و جشن عيد و ترتيب آن روز سعيد به جاى آورد . و روز دوم شوال ، شيخ الأسلام نور الدين عبد الرّحمن اسفراينى قدس سره كه از كبار مشايخ روزگار بود ، از طرف بغداد به اسم رسالت تشريف آورد و اين شيخ نور الدين عبد الرحمن شيخ ارادت و پير خرقهء شيخ الأسلام شيخ زين الدين خوافى است و حضرت مقدم او را مكرّم داشت و در اين مدت تعلّل آن حضرت براى آن بود كه اگر سلطان احمد در مقام فرمانبردارى آيد ، آن حضرت بغداد بر او مسلّم داشته
--> ( 1 ) . ظف : سارق قورغان ( ص 448 ) . ( 2 ) . حاشيهء نسخهء ف : « در ظفرنامه مىگويد كه اميرزاده محمد سلطان به اين طوى توقف نكرد و خواجه حافظ ( ابرو ) و مولانا نظام الدين شامى مىگويند كه اميرزاده ميرانشاه توقف نكرد و فى الواقع معقول و منقول اين است . چون اين دو ناقل ملازم اردوى حضرت مىبودند و در آنكه اميرزاده محمد سلطان براى طوى خانزاده توقف ننمايد غرابتى نيست . منه . »