كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
664
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
بيت در حشمت سليمان هركس كه شك نمايد * بر عقل و دانش او خندند مرغ و ماهى تا از فرط تهتّك و هيمان رسيد به او آنچه رسيد . ذكر محاربهء حضرت صاحبقران با شاه منصور و كشته شدن شاه منصور حضرت صاحبقران بامداد جمعه چهاردهم جمادى الأول دو قول تربيت فرمود يكى خاصه و در قنبل او اميرزاده محمد را بازداشته تيمور خواجهء آق بوقا بهادر در ركاب او هراول مقرّر شد و قول ديگر به فرّ وجود اميرزاده محمد سلطان آرايش يافته شيخ تيمور بهادر در قنبل او مقرّر گشت و فرمان همايون نفاذ يافت كه اميرزاده شاهرخ پيش رود و امير عثمان قراول باشد . « 1 » امير عثمان سياهى سپاه دشمن ديده در مغاك پنهان شد تا قراول دشمن از ايشان گذشت . به يكبار از كمينگاه بيرون تاخته بهرام بهادر يسورى تيغ خونآشام آخته يكى از دشمنان را ران قلم كرده و گرفته پيش صاحبقران آورد و احوال شاه منصور پرسيده مقدار فرسخى رفتند . بيت رسيدند لشكر به لشكر فراز * زمانه در كينه بگشاد باز ناگاه سپاه شاه منصور پيدا شد . مقدار چهار هزار سوار مكمّل مرتّب
--> ( 1 ) . ظف : چون صاحبقران از قضيهء شاه منصور حسابى چندان بر نمىداشت ، در همان روز از آن مقدار سپاه كه حاضر بودند دو قول ترتيب فرمود . يكى را مستقر رايت فتح آيت گردانيد و آن ديگر نامزد اميرزاده محمد سلطان فرمود و در قنبل دست راست اميرزاده پير محمد جهانگير را بداشت و تمور خواجهء آق بوقا را هراول او گردانيد و قول اميرزاده محمد سلطان در دست چپ بايستاد . . . و اميرزاده شاهرخ را ملازم ركاب ساخت و امير عثمان عباس را به قراولى از پيش روان گردانيد . » ص 434 .