كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
641
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
معتبر سيورغال داد و طغاى مركن و شاه ملك محاربهء عظيم كردند و در آن معركه كه چراغ دولت مخالفان را وقت فرونشستن بود و خانه روشن مىكرد هرى ملك برلاس و رمضان خواجه و محمد ارلات سعادت شهادت يافتند و بايزيد شش انگشتى غايت شجاعت به جاى آورد . آن حضرت در لشكرگاه همايون نزول فرمود و هركه آن روز هنرى نمود يا در راه مردى قدمى نهاد او را به انواع تربيت نواخته حكم ترخانى داد كه يساولان ايشان را بازندارند و تا نه گناه ازيشان و فرزندان ايشان صادر نشود نپرسند و شاه ملك پسر قلچغاى را مرتبهء عالى ساخته مهر خاص و پروانه كه امير ايكو تيمور داشت به او عنايت فرمود و فرزندان و اقارب امير مرحوم را تربيت و رعايت نمود . در اين اثنا خبر آمد كه قراولان به هم رسيدند . آن حضرت ترتيب لشكر نموده روان شد و پنج شش روز لشكر تغتمش خان سياهى نموده سپاه ظفر پناه را به خود مىكشيدند تا رايات همايون در مدت شش ماه كه به جانب شمال حركت مىنمودند ، به جايى رسيدند كه پيش از غروب شفق طلوع صبح بود و نماز خفتن ، بر اين تقدير ، به موجب فتواى شريعت غرّا [ در آن موضع ] « 1 » واجب نمىشد « 2 » و در اين ايام برف و بارندگى و سرما بسيار بود . بيت هوا تيره بود و سحاب اشكريز * قضا خنجر فتنه مىكرد تيز ناگاه هوا گشاده شد و قاصد رسيد كه منغلاى جانبين به هم رسيدند . ذكر تعبيهء لشكر در دشت قبچاق و محاربه با لشكر تغماق حضرت صاحبقران روز دوشنبه پانزدهم رجب « 3 » در موضع قندزچه پرتو
--> ( 1 ) . مواضع - س ندارد . ( 2 ) . حاشيهء نسخهء ف ، ك : « و لا يجب العشا لقوم لم يجدوا وقته بان يطلع الفجر كما غربت الشمس لعدم سبب الوجوب و هو وقته . كافى منه منه . » ( 3 ) . ظف « . . . سنهء ثلاث و تسعين و سبعمايه كه هوا بعد از شش روز گشاده گشت . . . » ص 381