كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
637
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
نظر التفات احتياط فرموده نظارهكنان درگذشت . بيت ز پولاد پوشان لشكر شكن * تن كوه لرزيد بر خويشتن حضرت صاحبقران در تعيين امرا متأمل بود . در آن حال شاهزادهء جوانبخت محمد سلطان زانو زده التماس كرد كه او منغلاى باشد . آن حضرت را جرأت و جلادت او خوش آمده به آن تفأل نمود . او را به عنايات پادشاهانه مخصوص فرمود و امراى كبار در ركاب ظفر انتساب معيّن شده و مولاناى اعظم عبد اللّه لسان ساعت نيك اختيار كرده به رسم مقدمهء لشكر ، هفتم جمادى الآخر . مصرع به ساعتى كه سعادت از او مدد خواهد نهضت فرمود و آن حضرت به تأكيد مبالغه كرده بود كه جزوى و كلى هرچه در راه پيش آيد در اعلام آن سرعت نمايد و در منازل و مراحل آتشها كم و بسيار ديدند كه بعضى هنوز مىسوخت تا غايت كه پانصد آتشدان ديدند كه آتش باقى بود و هرچند سعى كردند ، هيچكس نيافتند « 1 » و احوال عرضه داشتند . آن حضرت بر آب لولوك « 2 » كه از عبور منغلاى گذر خراب شده بود بازگذر ساخته گذشتند . صحرا و بيابان ميلاميل از لشكر مالامال شد . نظم سراسر در و دشت و صحرا و كوه * شده پر ز لشكر گروها گروه آن حضرت شيخ داود را كه زادهء آن بيابان و پروردهء آن ريگستان بود « 3 » با چند
--> ( 1 ) . ظف : « به منزلى رسيدند كه پنج شش جاى آتش كرده بودند و هنوز تمام فروننشسته بود . فى الحال اين خبر به حضرت صاحبقرانى فرستادند . » ص 371 ( 2 ) . ظف : توبل - حبيب السير : تويل . ( 3 ) . ظف : « هركس كه به خبرگيرى مىرفت ، در آن بيابان بىپايان سرگردان گشته از كس نشان نمىيافت . حضرت صاحبقران به الهام دولت ثابت اركان شيخ داود تركمان را . . . » ص 372