كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

621

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

موضع جالش الجاها را به سويت بر لشكر قسمت كرد ] « 1 » و به طرف يلدوز مراجعت نمود و از يلدوز ايلچى به استقبال اميرزاده عمر شيخ فرستاد و شاهزاده در آن نواحى با دشمنان مصافها داشته و الجاها گرفته از راه اوج فرمان به كاشغر آمد و از آن‌جا به اندكان نزول فرمود و حضرت صاحب‌قران در يلدوز طويهاى بزرگ فرموده و عيش و عشرت نموده امرا و لشكريان را به انعام و اكرام خوشدل ساخت و رايت مراجعت برافراخت و امير جهانشاه را بر سر آغروق گذاشته پانزدهم شعبان عازم سمرقند شد و هفتم ماه مبارك رمضان در مستّقر دولت نزول فرمود و لشكرها را اجازت داده تا دو سال عزيمت جانبى ننمود . « 2 » ذكر آمدن شاهزادهء جهان اميرانشاه گوركان جهت دفع فتنهء امير حاجى بيك جاونى قربانى به خراسان چون رايات ظفر آيات سلطان ممالك آفاق ناگاه از جانب فارس و عراق مراجعت نمود و به سرعت تمام از خراسان گذشته به ماوراء النهر فرمود ، در خراسان و عراق هركه را شيوهء نفاق و طريقهء شقاق در خاطر بود ظاهر شد . اول كسىكه عصيان دولت و كفران نعمت حضرت صاحبقران ظاهر كرد ، حاجى بيك جاونى قربانى بود پسر عم امير على بيك ارغونشاه كه در وقتى كه آفتاب چتر فلك‌ساى آن حضرت بر خراسان سايه انداخت والوس جاونى قربانى را مستهلك ساخت او را از فلاكت بيرون آورده عنايت نموده حاكم طوس فرمود و به وقت تسخير و تدمير اصفهان او را در آن مملكت به حكومت گذاشته عازم فارس شد و دفاين و خزاين به

--> ( 1 ) . ظف : « از كوتل تارى رين گذشته دشمنان را تاقراتاش تكامشى فرمود . . . بقيهء مخالفان را تا قولان كوتل تمام غارت كردند و غنيمت بسيار از اسب و شتر و گوسفند و غير آن به دست آورده اسير و بردهء بىشمار گرفتند و صاحب‌قران بازگشته به جيش ( نسخه بدل : حليش ، حليس ) آمد . » ص 346 ( 2 ) . در همين ايام است كه تيمور دختر خود سلطان بخت را به امير سليمانشاه مىدهد . اين دختر قبلا زن امير كامحمد پسر شير بهرام بود كه ياغى شد و به قتل رسيد . ( رك ظفرنامه ج 1 ص 350 ) .