كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
619
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
قتل آورد و پير حاجى ارلات « 1 » كه از مخصوصان شاهزاده بود سعادت شهادت يافت و شاهزاده به انتقام پير حاجى بر سر حشم ايشان رفته گروه انبوه به تيغ بىدريغ گذرانيد و اموال صامت و ناطق ايشان را الجا گرفته در قراخواجه به حضرت صاحبقران پيوست . حضرت صاحبقران در آن ممالك آغاز يورشى ديگر فرمود و طرحى نو ترتيب نمود . امير جهانشاه بهادر و اوج قرا بهادر را با سى هزار سوار به طرف اربيش « 2 » به طلب دشمن فرستاد و ايشان به اربيش رسيده ولايت غارتيده مال بىحدّ و حصر گرفتند و ايل والوس را كوچانيده در صحبت امير لعل « 3 » و تيمور بوقا به سمرقند فرستادند و حضرت صاحبقران به ايل قوجور « 4 » رسيده در اردوم سراى قورلتاى فرموده و مجموع راههاى مغول را نوشته فرمان شد كه لشكرها به بلجار معين در يولدوز جمع شوند . [ نخست برهان اغلان را قجرچى كرده اميرزاده عمر شيخ را به طرف قراخواجه روان ساخت و ديگر ساتقورا قجرچى ساخته امير جهانشاه بهادر و شيخعلى بهادر به راه قرااوت و قرنفلوق فرستاد و جلال حميد را قجرچى ساخته عثمان عباس را به راه ساقرقان و كول باز نامزد كرد و خداداد حسينى و مبشر را از راه اوراجكو تعيين نمود و ايشان با بلغاچى و يكله مصاف كرده و الجا گرفته متوجه بلجار شدند و حضرت صاحبقران كلان تواچى را قجرچى ساخته از راه سيچقان و ابان با لشكرهاى قول روان شد و ايل بلغاچى را تالان كرد ] « 5 » [ و امير يادگار
--> ( 1 ) . ظف : « پير حاجى پسر تيلانجى ارلات . » ( 2 ) . ظف : ارتيش . ( 3 ) . ظف : امير لعل برادر طغاى بوقاى برلاس . ( 4 ) . ظف : ايمل غوچور . ( 5 ) . ظف : [ « مسافت ميان سمرقند و قراخواجه سه ماهه راه كاروان است . فوجى ديگر امير جهانشاه و شيخعلى بهادر با سى هزار سوار آراسته نوكر سنقور را غجرجى ساخته . . . از قراارت و شوروغلوق گذشته