كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
617
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
پيش آن حضرت رسيد ] و در آن نواحى ايلچى از خراسان آمده عرضه داشت كه حاجى بيك جاونى قربانى قلعهء طوس را محكم كرده ياغى شد و ملوك سبزوارى و عيسى تركمان همداستان شده طغيان مىورزند و مملكت خراسان بىسامان است . آن حضرت تأمّل فرموده اميرزادهء جوانبخت اميرانشاه بهادر را با جمعى امرا نامزد خراسان فرمود و آن حضرت عزيمت ولايت اوزبك داشت . امرا مهم انكاتورا [ را ] اهم دانسته عرضه داشتند . حضرت بر مصلحت امرا رفته متوجه مغولكان شد . ذكر توجه حضرت صاحبقران به جانب مغولستان حضرت صاحبقران به عزم رزم انكاتورا به طرف مغولستان به راه باديه و صحراى بىآب روان شد و لشكر غلبه و چهارپاى بسيار از بىآبى در زحمت بودند و به خاك نمناك كه از چاه كندن به مشقت حاصل مىشد قناعت نموده مىرفتند . « 1 » ناگاه از فيض فضل بىچون و فرّ دولت روزافزون ، در چلهء تابستان ، در زير علف برف و يخ فراوان يافتند . مردم آسوده و چهارپايان سيراب شدند و صحراى ايغربانى « 2 » را شكار كرده صيد بسيار گرفتار آمد و موجب ازدياد قوت و قوّت لشكر گشت و قراولان لشكر منصور پير على تاز و اميرك ايلچى با هزار سوار دشمن بازخورده و جمعى را كشته و بعضى را گرفته آوردند . آن حضرت احوال ياغى پرسيده عرضه داشتند كه انكاتورا غافل از شما ، در صحراى اوزبكيار « 3 » نشسته است . حضرت صاحبقران همان زمان شيخ على بهادر و ايكو تيمور را روان ساخته ، « 4 » خود نيز به سرعت تمام متوجّه شد و قجرچى يك دو روزه راه را گم كرد . روز سيم آن حضرت
--> ( 1 ) . ظف : « چون به اتقين سورى رسيد ، آب نبود و سپاه از بىآبى در زحمت بودند و دو سه روز چاهها كنده آب حاصل مىكردند و مىرفتند . » ( 2 ) . ظف : ايغربالى - ف : ايغربانى . ( 3 ) . ظف : اورنگيار - ك : اوزبكيار . ( 4 ) . ظف : « و فرمود كه در آن راه اصلا آتش نكنند تا دشمنان از توجه ايشان آگاه نگردند . »