كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

595

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

تنگ جايى انداختند و تمام لشكر بر او گذشتند و حضرت صاحب‌قران در خوى و سلماس ملك عزّ الدين را تربيت كرده ولايات كردستان را بر او مسلم داشت و حاكم ارمى ديرك « 1 » نام شرف بساط بوس يافته ولايت به دو ارزانى فرمود « 2 » و به ليلان مراغه آمده چند روز توقّف نمود . ذكر نهضت حضرت صاحب‌قران به عزم تسخير اصفهان حضرت صاحب‌قران ايلچى به جانب شيراز به طلب سلطان زين العابدين ولد شاه شجاع فرستاده بود و پيغام داده كه پدر مرحوم تو با ما در مقام دولت‌خواهى و ايلى بود و ترا به جانب ما سفارش « 3 » نمود . بايد كه توجه به حضرت ما نمايى تا آن ممالك بر تو مقرّر داشته نوعى بازفرستيم كه موجب سرفرازى تو باشد و عالميان اثر سفارش ما مشاهده نمايند . زين العابدين در آمدن تكاهل نموده ايلچى را بازداشت و خيال محال و انديشهء بغى و ضلال با خود راست آورد . حضرت صاحبقران آغروق را در رى به رسم قشلاق بازگذاشت « 4 » و منغلاى تعيين كرده قول را به فرّ شكوه شاهانه برآراست و از طرف همدان به جربادقان آمده در ظاهر اصفهان نزول نمود . سادات و علما و اكابر و رؤسا به خدمت آن حضرت شتافتند و سعادت ملازمت دريافتند « 5 » و آن حضرت همه را تعظيم و تكريم فرمود و امير ايكو تيمور به قلعهء طبرك

--> ( 1 ) . ظفرنامه : « حاكم ارمى تيزك . » ارمى همان اورميه ، اروميه و رضائيهء سابق است . ( 2 ) . ظفرنامه : « و كنيزكى صاحب جمال به او بخشيد . » ص 307 ( 3 ) . ف : سفارش مىنمود . ( 4 ) . ظف : « در پاييز توشتان ييل سنهء 789 ، حضرت صاحب‌قرانى روى همّت به تسخير ممالك عراق و فارس آورد . » ( 5 ) . ايضا : « سيد مظفر كاشى كه خال سلطان زين العابدين بود ، و از قبل او حاكم اصفهان ، با خواجه ركن الدين صاعد و ساير سادات و علما و اكابر و اشراف از راه استيمان و استعطاف از شهر بيرون آمدند . » ج 1 ص 312