كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
547
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
صلاح كه قطعا و اصلا بدان راضى نبودهاند به سؤال و جواب و خطاب و عتاب و صد گونه بلا مبتلا گردند و در آن واقعه در هرات و اسفزار خرابى ولايت به غايتى رسيد كه در بازارها يك در دكان نماند و در زير دكانها و كوچهها مردگان بر زبر يكديگر افتاده و متعفّن گشته هيچكس را مجال تجهيز و تكفين نبود و مسلمانان از اوطان جلا شده از زن و فرزند جدا افتادند . نعوذ باللّه من غضب اللّه . ذكر توجه حضرت صاحبقران به جانب سيستان و قندهار و افغانستان « 1 » حضرت صاحبقران از اسفزار عازم سجستان شده با لشكر فراوان روان شد . شاه جلال الدين فراهى اظهار دولتخواهى كرده از حصار بيرون آمد و به نوازش مخصوص شد . امّا رعايا ابا مىنمودند . آق تيمور بهادر به موجب حكم ولايت فراه را تاخت كرد و آن حضرت با مردان جوشنور به حصار زره رسيده و جنگ انداخته در روز مسخر شد و پنج هزار مرد جلد از سيستان پيش آمده جنگى عظيم كردند و بسيارى كشته شده باقى شكسته بازگشتند و آن حضرت به سيستان رسيده [ شاه شاهان و تاج قلعه گهى و سراج ] « 2 » بيرون آمده اظهار انقياد كردند و آن حضرت ايشان را نوازش فرموده سخن مىگفت كه ناگاه سيستانيان صف لشكر آراسته به عزم رزم بيرون آمدند . حضرت صاحبقران ، دو هزار سوار نامدار با امير محمد سلطان شاه ، در كمينگاه بازداشت و جمعى را پيش فرستاد كه خود را به ياغى نموده عاجزانه روگردان شوند . ياغى ايشان را ديده و دليرانه در پى آمده از كمينگاه گذشتند . آن دو هزار مرد از قفاى ياغى درآمده حمله كردند و هر ساعت دلاوران به مدد ايشان مىرسيدند .
--> ( 1 ) . س : افغان . ( 2 ) . ظف : [ شاه شاهان و تاج الدّين سيستانى با جمعى از پيش شاه قطب الدين . ] ص 264