كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

88

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

سلطان آورم و اگر تمرد نمايد سرش بياورم . سلطان لشكرها نامزد فرمود . امير چوپان ، با آن‌كه زمستان بود و او را زحمت نقرس و راههاى ممالك روم كوههاى سردسير ، تحمل نكرد « 1 » و لشكر گران به آن طرف كشيد . تيمورتاش واقف شده بر آن بود كه ابا نمايد . اركان دولت از طرفين در ميان آمدند . نظم تمورتاش را گفت فرزانه‌اى * پدر آمد و نيست بيگانه‌اى مكش از پدر سر بترس از خداى * مبر شرمسارى به هر دو سراى بعد از تخويف و تهديد و وعد و وعيد تيمورتاش را پيش پدر آوردند و او عذر خواهى نمود گفت جمعى بىعاقبتان مرا بر آن داشتند . امير چوپان فرمود تا او را بند كردند . نظم خداوند رويين‌تنان سپاه * گرفتار آهن شد از گرد راه و جمعى كه مادهء آن فتنه بودند ، چون امير هوركاچى « 2 » و قاضى نجم الدين طبسى كه صاحب جاه بودند ، به قتل آورد و تيمورتاش را به خدمت سلطان رسانيد . سلطان جهت خاطر امير چوپان گناه پسرش بخشيد و كرة بعد اخرى دست عنايت شهريارى تاج و خلعت كامكارى بر سر و در بر او افكند و باز به روم فرستاد . وقايع سنه ثلاث و سنهء اربع و عشرين و سبعمائه خواجه تاج الدين عليشاه وزير ، در اين سال ، به مساعى مشكوره رفع خرخشهء

--> ( 1 ) . چنين است در نسخهء ف ، ك و ذيل جامع التواريخ ص 114 - نسخهء س : تحمل كرد ( 2 ) . ذيل جامع التواريخ : سوركاچى