كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
46
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
گونهگونه چهره گشايد و گاه چون رياحين بساتين در هر سرزمين ، به رنگ ديگر برآيد و فوايد سخن در سلك انتظام به تعدد اقسام سرانجام يابد و نور ظهور او در هر روزن به فروغ ديگر تابد . چه سخن يا مطبوع باشد يا مصنوع و هريك را انواع بدايع باشد كه مناسب صنايع آيد و ملايم طبايع نمايد و به موجب وَ لِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيها « 1 » قبلهء هر طايفه سويى باشد و محراب هر جماعت طاق ابرويى . بعضى بناى سخن بر ترصيع و تجنيس نهند و چهرهء كلام را به آن زيور آرايش دهند و ميدان سخن را كه عرصهء وسيع بايد به چندين خطوهء معدود بازآيد و كميت مطلق العنان بيان را مجال جولان نماند و چابكسوار مضمار گفتار بىاختيار فروماند . مصرع درين ميدان ندارد شهسوار خامه جولانى و جمعى سخن عذب و حديث رطب مىسازند و معانى خوب در الفاظ مرغوب مىپردازند . مصرع مانند شكرى كه چكد « 2 » از نى قلم و طايفهاى گرد سخن مطبوع طوفى نمايند و مؤلف خويش را به صنايع مختلف آرايند . مصرع وين بد نبود اگر همه نيك آيد و گروه انبوه رقم اختيار بر سخن لطيف آبدار كشند نه در رقت لفظ و نه در دقت معنى كوشند . گاه در پى مطبوع روند و گاه رعايت مصنوع كنند . گاه درين شيوه شروعى و گاه درين شيمه و لوعى . از هر نسيمى شميمى و از هر تويى بوبى . تا آب روى سخن در پاى صنعت نريزد و حديث چون در آبدار با خس و خاشاك نياميزد .
--> ( 1 ) . البقرة 147 ( 2 ) . ف ، ك : چكيد