كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
43
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
پيام اهل دل به حاضران محفل أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيدٌ « 1 » ابلاغ و ارسال نمايد و اول را مظهر كتابى خوانند و ثانى را مظهر كلامى دانند و به حسب هريك از اين دو مظهر يعنى سمع و بصر ، سخن را بل اصول و اركان او [ را كه حروف نورانى و ظروف « 2 » ] معانى است هزاران صور غير مكرر معين و مقرر مىشود . نظم در هر آيينه روى ديگرگون * مىنمايد جمال او هردم و به مقتضاى قابليت هر آينه در هر آينه صورتى ديگر نمايد و هرجا جمال او در جلوه آيد به حسن دلفريب جان فزايد . نظم صد هزار آيينه دارد شاهد مهروى من * رو به هر آيينه كارد جان در او پيدا شود و در آن مقام كه زمزمهء آواز در ساز الفاظ به نغمهء زير و بم آهنگ عود سخن سازد و ملايم طباع اهل بلاغ و سماع در هر پرده راه ديگر نوازد ، هر آينه از صداى نغمات دلگشا و از هواى نقرات روحافزا حاضران انجمن خطاب و سامعان مجمع سؤال و جواب بهرهور و كامياب شوند . اما تا خضر خامه در ظلمات دوات از چشمهء حيات عذب فرات ننوشد و حسن كلام حلهء كحلى فام ارقام كه قباء « 3 » بقا و ثبات اوست نپوشد ، پرتو انوار آفتاب آثارش بر پيشگاه خواطر آگاه ارباب انتباه در هر ديار و اقطار نتابد و مقاصد و معاهد در هر زمان و مكان به هر زبان كسى در نيابد و هرگاه مصباح معانى در زجاجهء الفاظ نورانى فروغ گيرد هر آينه به تمادى روزگار از انوار انظار و افكار اولى البصاير و
--> ( 1 ) . سورهء ق 37 ( 2 ) . ك : [ مرا كه حروف ] ( 3 ) . ف : فنا