كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
36
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
نظم آنكه آن هم نو است و هم كهن است * سخن است و در اين سخن سخن است و از اينجاست كه در كلام معجز نظام ملك علام تنبيه است بر عبرت و فكرت در اين باب . لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبابِ « 1 » و حاوى اين اوراق ، المفتقر الى اللّه الهادى ، عبد الرزاق بن اسحق السمرقندى تاب اللّه عليهما ، در ريعان جوانى و عنفوان زندگانى ، در اثناء تحصيل علوم دينيه و تكميل معارف يقينيه ، گاهگاه [ مخاطر خاطر و سمير ضمير ] « 2 » مىداشت و صورت اين معنى بر لوح انديشه مىنگاشت كه مؤلفى در فن تاريخ انشا نمايد و كتابى در آن علم بديع پرداخته آيد « 3 » و به واسطهء عوايق روزگار و طوارق ليل و نهار آن معنى در حجاب استتار مانده بود و آن صورت از نقاب انتظار به هيچوجه روى نمىنمود . از هر طرف باد مخالف مىوزيد و از هر گوشه گرد فتنه به آسمان مىرسيد . هر روز آتش جگرسوز اشتعال مىيافت و هر زمان طوفان بلا بالا مىگرفت . نظم احوال جهان ز فتنه يك سر * چون طرهء دلبران مشمر دهر از متكبران جبار * در سلسلهء بلا گرفتار هم لشكر فتنه فوج در فوج * هم لجهء غصه موج در موج خلايق در مضايق حيران و رعايا در زوايا سرگردان . همه دست نياز به درگاه حضرت كار ساز برداشته و روى عجز و اضطرار بر زمين انكسار داشته مجموع به
--> ( 1 ) . سورهء يوسف 111 ( 2 ) . س : مخاطر خاطر و سمير ضمير منير - ف : بخاطر خطير . . . - سمير به معناى زمانه و روزگار و افسانهگوى است ( منتهى الارب ) ( 3 ) . ك : پرداخته آمده بود