كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
19
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
ماده تاريخ فوت شيخ بهاء الدين عمر را همين شاعر « قطب اهل كشف عمر » « 1 » يافته است كه مطابق است با سال 857 هجرى . بد نيست بدانيم كه خاندان عبد الرزاق سمرقندى به مناسبت سنخيت فكرى ، با خانوادهء شيخ بهاء الدين عمر صوفى و مرشد معروف اين روزگار حشر و نشر فراوان داشته است و شيخ بهاء الدين عمر فرزندان شيخ جلال الدين اسحق را گرامى مىداشته تا آنجا كه وقتى در سال 844 هجرى به حج رفته همين شريف الدين عبد القهار را همراه برده و او را با پسر خود ، شيخ نور الدين محمد ، عديل كجاوه قرار داده در حالى كه بسيار « از اولياى كبار و اكابر روزگار در آرزوى آن سعادت بودند . اما هركس را آن دولت ميسر نشد و آن معنى دست نداد . تا يار كرا خواهد و ميلش به كه باشد و در تمام بيابان رفتن و آمدن اين سعادت خدمت اخوى را حضرت اللّه تعالى روزى فرمود . » « 2 » بنابر روايت عبد الرزاق ، « جناب مخدومى اخوى مولانا شريف الدين عبد القهار كه در آن سفر مبارك ملازم بودهاند در مدح خانهء كعبه قصيدهاى فرمودهاند و در روزى كه مسجد حرام مجمع جماهير اسلام است و حضرت شيخ الاسلام [ شيخ بهاء الدين عمر ] در مقام ابراهيم ( ع ) به تمكن تمام نشسته بودند ، مخدوم مرحوم به پاى ادب برخاسته و قصيده را از اول تا آخر به لهجهء شيرين و اداى مليح خوانده چند بيت كه به خاطر بود ثبت افتاد : السلام اى بارگاه حضرت حق السلام * قبلة للناس ، حصن الخلق ، امنا للانام . . . و گويند در آن روز كه قصيده خوانده شد حاجيان عرب و عجم نقل آن نوشته به
--> ( 1 ) . مطلع سعدين ج 2 ص 1047 ( 2 ) . ايضا ص 744 شرح اين سفر و اسامى كاروانيان به تفصيل در مطلع سعدين آمده است .