محمد يار بن عرب قطغان
53
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
محمد خان شيبانى صورت اين وقايع را عرضه داشت نموده ، به پايهء سريرخانى ارسال داشتند . و محمد خان شيبانى در زمان ، بلدهء بخارا را به امير صالح سپرده به صوب سمرقند به تعجيل ايلغار انداخت . « 1 » و چون به قريهء تاشكند رسيد ، از عقيب ملازم امير صالح آمده عرضه داشت ظاهر ساخت 72 . مضمون آنكه ، محمد باقى ترخان بعد از انهزام از قلعهء دبوسى 73 به ولايت قرشى رفته ، در اين زمان كه حضرت اعلى به سمرقند توجه نمودند ، بعضى از اكابر بخارا كس فرستادهاند كه اگر حاكم ظالم محمد باقى ترخان به وطن اصلى معاودت فرمايد ، قلعه را به او تسليم نمايند ، بنابرآن محمد باقى ترخان عزيمت بخارا دارد . چون اين عريضه معلوم خاطر همايون خانى گرديد ، آتش غضب آن حضرت اشتعال يافته ، لواى مراجعت به صوب بخارا برافراخت و محمد باقى ترخان نيز به حوالى بخارا رسيده ، از معاودت محمد خان شيبانى وقوف يافت . در ساعت ، به صوب قرشى مراجعت نموده ، اطراف و جوانب آن را مضبوط ساخت . و محمد خان شيبانى چون به بخارا نزول فرمود ، جمعى كه گردن از ربقهء اطاعت پيچيده و پاى در جادهء عناد و سركشى نهاده بودند ، به قتل و به غارت ايشان اشارت نموده و ايضا حكم فرمود كه شهربند بخارا را ويران ساخته با زمين هموار كنند . « 2 » سوى برج و بارو روان تاختند * به روى زمينش يكى ساختند چنانش ز پا اوفكندند زود * كه گويى بر آن شهر بارو نبود 74 [ نهضت نمودن محمد خان شيبانى به صوب بلدهء محفوظهء سمرقند ] « 3 » بعد از آنكه محمد خان شيبانى خاطر خطير را از ضبط و نسق بلدهء بخارا و توابع و مضافات جمع ساخت و ايالت ( 34 الف ) بخارا را در قبضهء اقتدار و كف اختيار برادر خويش محمود سلطان گذاشت و هريك از عساكر نصرت مآثر را على قدر ملتمسهم به تعيين ولايات و تومانات و قشونات و ساير مناصب عليّه و مراتب سنيّه سر رفعت بر فلك
--> ( 1 ) . ت : ساخت . ( 2 ) . س : كردند ( 3 ) . س : « ذكر نهضت نمودن . . . سمرقند » ندارد ، از نسخهء « ت » افزوده شد .