محمد يار بن عرب قطغان
26
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
آخر الامر از طرفين بساط مجادله به قايمى ريخته ، از جانبين طبل مراجعت فرو كوفتند . چون آوازهء اين جنگ به اطراف و جوانب [ رسيد ] ، جوانان پردل و دلاوران جوشنگسل تا چارصد كس به موكب همايون آمدند . در اين اثنا هواى تسخير ولايت خوارزم در خاطر انور محمد خان شيبانى ( 13 ب ) افتاده ، لواى عزيمت بدان صوب برافراخت و اموال بسيار و غنايم بىشمار از آن بهدست آورده ، عنان عزيمت به صوب منقشلاق برتافت و اكثر ولايت استراباد 32 را تاخت نموده ، رحل اقامت در منقشلاق انداخت . ذكر محمد خان شيبانى به صوب بلدهء فاخره بخارا بنابر التماس سلطان احمد ميرزا در آن ولا كه محمد خان شيبانى در كنف عنايت ملك منّان بساط اقامت به سعادت و سلامت در منقشلاق گسترده و به عزم استراحت اسباب عيش و عشرت معدّ و مهيّا ساخته هر روز به عيش و عشرت و نشاط اشتغال مىنمود . اما در آن زمان كه سلطان احمد ميرزا در دار السلطنهء سمرقند در مسند پادشاهيّت اقامت داشت ، اكثر اوقات از ولايت تاشكند 33 مغولان آمده اطراف و جوانب سمرقند را مىتاختند . چون نزد سلطان احمد ميرزا 34 به وضوح پيوسته بود كه تيغ خارا شكاف محمد خان شيبانى اگر بر فرق آيد ، از كمر شكست آرد و اگر سايهء نهنگ خنجرش به دريا افتد ، موج صفت به اضطراب درآمده ، خروش برآورد . لاجرم سلطان احمد ميرزا حكم فرمود كه امير عبد العلى ترخان عرضه داشت به محمد خان شيبانى نوشته ، ارسال داشته كه احوال اضطرار سكان دار المحفوظهء [ سمرقند ] از سبب اضطرار و ايزار مغولان مشروح سازد و به جهت دفع و رفع اين بليه آن جناب را استدعاء آمدن نمايد . زيرا كه سلطان احمد ميرزا از سوابق الطاف و لواحق اعطاف محمد خان شيبانى به امير عبد العلى ترخان مطلع بود ، بدانجهت او را بدين كار امر فرمود و امير عبد العلى ترخان برحسب فرمان سلطان احمد ميرزا عمل نموده ، از آنجا كه اعتقاد و اعتماد كلى به غايت بىغايت ( 14 الف ) و رعايت بىنهايت محمد خان شيبانى داشت ، عرضه نموده معتمدى به پايهء سرير خانى فرستاد . و مضمون آنكه ، جدّ بزرگوار آن حضرت ابو الخير خان از آنجا كه كمال مرحمت و شفقت آن حضرت بود ، سلطان ابو سعيد ميرزا را امداد فرموده ممالك ماوراء النهر را تسخير نموده ، تسليم او كرد . اگر آن جناب نيز