محمد يار بن عرب قطغان

2

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

ازواج ميمنت انجام و اصحاب عالىمقام ، از مهاجرين و انصار و تابعين خصوصا بر خلفاى راشدين و ائمهء معصومين - رضوان الله تعالى عليهم اجمعين - و بعد بندهء خاكسار و ذرهء بيمقدار ، منزوى زاويهء بيت الاحزان ، محمد يار بن عرب قطغان - غفر لهما و ستر عيوبهما - معروض ضماير نيكو سراير اولو الابصار مىگرداند كه حق تعالى بنى آدم را از جميع مخلوقات برگزيد و بر نور نطق زينت مشرّف گردانيد و لباس عقل درپوشانيد . و از ميان آن همه خلايق ، دو فريق ، گوى از ميدان سعادت در ربودند . چنانچه جمعى كه طلب آخرت و طريق عافيت و رضاى صمديت جستند ، فاضل‌ترين ايشان انبيا و اوليا شدند . و قومى كه به جاه و سلطنت و دولت و حشمت و اسباب كامرانى و تنعمات اين جهانى رغبت داشتند ، بهترين آنان پادشاهان و امرا گشتند . و جماعتى كه توفيق اين نيافتند و بينايى اين ره نداشتند ، چون به معنى اعمى بودند ، اسم عامى بر ايشان اطلاق رفت . پس هركه خواهد كه در زمرهء عوام نباشد ، او را تتبع اين اقسام بايد نمود و در اين راه جز بر جادهء آتش نتوان رفت و سرمايهء همه دانش‌ها اين است كه بر احوال پيشينيان وقوف حاصل شود و تحصيل آن ، به علم تاريخ بهتر ميسّر مىگرداند . اما تاريخ عبارت است از ضبط و ترتيب هر حال غريب و حادثهء عجيب كه به نادر اتفاق افتند و آن را در متون دفاتر و بطون اوراق ثبت كنند و حكما ابتدا آن حادثه را تاريخ آن حال گويند و مقدار كميت زمانه به واسطهء آن بدانند . بنابراين معنى ، ابتداى هر دولتى و ظهور هر ملتى و وقوع هر حادثهء بزرگ و حدوث واقعهء سترگ در تاريخ معين باشد تا احوال قرون ماضيه در ادوار مستقبله معلوم شود و دگر ( 2 الف ) پادشاهان نامدار و خسروان كامكار به جهت آن به روى اوراق روزگار يادگار ماند . پس در اين مدت كدام حادثه غريب و واقعه است از كشورستان خاقان عالى حضرت ، متعالى مرتبت ، قدوسى منزلت ، سليمان منقبت ، بهرام صولت ، مريخ رزم ، ناهيد بزم ، كيوان غلام سپهر احتشام ، پادشاه عالم ، صاحب السيف و القلم ، ظل الله تعالى على الارضين ، افتخار الخواقين و السلاطين ، باعث الامن و الامان ، ابو الغازى عبد الله بهادر خان ، معظم‌ترين پادشاهان عصر خود بود و بوده باشد كه آن را تاريخى توان ساخت زيرا كه تا ماهچهء لواى خورشيد سيمايش از افق معدلت و احسان طالع