محمد يار بن عرب قطغان

362

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

ابو الفتح سلطان و الا گهر * سليمان جناب سكندراثر كيومرث چتر فريدون علم * منوچهر آيين‌دار حشم ستاره سپاهى كه روز مصاف * ز كوشش « 1 » فتد لرزه بر كوه قاف قدم ماند چون « 2 » رخش تازى نژاد * سبك همچو برق [ و ] به رفتن چو باد سرى چون سر شاه فرخنده‌مهر « 3 » * مگر صبح سر زد ز اوج سپهر ميان كرده چست از براى جدل * كمر بسته در خدمت او اجل مرصع يكى تركش زرنگار * پر از ناوك تير جوشن‌گذار برانگيخت لشكر پى داروگير * گذشت از ثريا صفير و نفير ز رنگين علم‌ها درخشان درفش * هوا سرخ گشت و فلك شد بنفش ز خفتان پولاد و برگ استوان * به يكبارگى آهنين شد جهان مشو خواجه مغرور مال [ و ] منال * كه فردا چو موران شوى پايمال اگر گنج باشد هزارت دفين * چو قارن روى آخر اندر زمين اگر قاف تا قاف شاهنشهى * به خاك اندر آيى به دست تهى همان پادشاهى [ و ] درويش باش * به دنبال درويشى خويش باش تجديد نمودن اين نسخهء مسخر البلاد كه مشتمل به ذكر احوالات رعيت‌دارى و دشمن گدازى . . .

--> ( 1 ) . س : هوش ( 2 ) . س : به ( 3 ) . ش : سرى كه بر شاه فرخنده‌مهر