محمد يار بن عرب قطغان
359
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
رنگين ساخته ، غايت مردانگى به ظهور رسانيد . در اين ولا عساكر فيروزمآثر همچو درياى مواج فوجفوج از پى رسيدند و بىتأنى و درنگ متوجه آن فرقهء سختجنگ گرديدند . مخالفان چون تاب صدمت ايشان نداشتند ، زمام عزيمت به صوب هزيمت تافتند و به هر طرف شتافتند و فوجى به قلعه درآمده به تحصين جستند و سپاه ظفر انتباه برگشته زخم چهره آقاسى را بربستند و پيش آمده از حلقهء ميم تنگ نشستند . عاقبت روز چهارم پاى ثبات اعدا متزلزل شده ، بنياد طاقت و اختيار ايشان از هم فرو ريخت و بىتعلل آن گروه غدار روباهوار از بيم آن شيران پرشكار ، عنان عجز و اضطرار به راه هزيمت و فرار تاب دادند و ترك قلعهدارى كرده و شب از بالا بست آمده ، روى به جانب كابل نهادند . و امرا چون از فرار اعدا اطلاع يافتند ، به سرعت تمام از پى ايشان شتافتند و تا سنگ بدخشان هيچگاه از خواقين شيبانى كسى تا آنجا نرسيده بود ، رسيدند و از ايشان اثر نديدند . و از جانب شاهرخ ميرزا اين خبر شنيدند كه از عقبهاى تنگ و تاريك برف كوفته و از راههاى پرپيچ و باريك گذشته به كابل گذشته است . چون محكم نبود كه بيش از اين پيش روند ، بنابرآن معاودت نمودند و با غنايم بىاندازه و فتوح تازه مراجعت فرمودند . پيش از همه به يك روز قنبربى نيمان و دوست چهره آقاسى به تنگ اقبرش كه از غايت رفعت سر برج آن به اوج آسمان مىسود ، رسيدند و جهت آنكه فوجى كثير از تيرهرايان بىتدبير بر بالاى آن برآمده تحصين نموده بودند ( 219 ب ) و از سپاه فيروز انتماء مردمى كه از پى امرا رفته بودند ، به واسطهء غلبه و هجوم ايشان راه عدم مىپيمودند . چون ادعيهء مستجاب متوجه آن عقبهء كيوانمآب گرديدند و روز ديگر جمشيد فيروزجنگ مهر بر فراز قلعهء سپهر ، رايت طلوع و ظهور افراخت و سپاه كولاب از بالاى اين عقبه گريزانيده متفرق و پراكنده ، روز ديگر شاه جمشيد جم * برآمد به بالاى گردون سپهر دميد از افق صبح صادق شكوه * كفانداز شد به حرمت كوه همهء او از پى رسيدند و بىتعلل از هر سو شيران بيشهء شجاعت و پلنگان عقبهء جلادت آلات جنگ و جدال و ادوات حرب و قتال آماده و مهيّا ساختند و صداى نقاره و نفير ستوران و سواران و فغان داروگير در طاس فلك ابرو گره مستدير انداختند . و بعد از كوشش بسيار و