محمد يار بن عرب قطغان
355
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
بودند اندر هرجا رسيده باشند هم از آنجا متوجه ولايت كهمرد و به اهتمام تمام ، تسخير آن حصين كيوانانتظام كند . بنابرآن ، شاه سعيدبى امرايى كه اسير و دستگير شده بودند ( 216 ب ) به امير صالح ملازم خود و جمال الدين اشتكى به درگاه علّيّه خانى روان كرد و خود با سپاه باران عدد و طوفان مدد روى جرأت به طرف كهمرد آورد و به آنكه خنجر على بيگ از امراى معتبر بوده و حكومت آن قلعه در قبضهء تصرف او مقرر و از جانب شاهرخ ميرزا نزد او هزار مرد دلاور به مدد او تعيين يافته از صولت امير كبير و صدمت لشكر كشورگير ترك حصارى چنان با سپهر اسير و فلك مستدير لاف برابرى بل برترى داشت كه سراسيمهوار راه فرار پيموده رو به گريز نهاد . و امير نصرت انجام با فتح و فيروزى تمام در قلعه درآمده پشت و كمر اهتمام محافظت آن باره به استحكام بربست و عريضهاى مشتمل بر صورت فتحگشايى نمود و به جانب آن حضرت روان فرمود . بنابر حدوث اين وقايع ، خاقان خورشيد طالع و شهريار مشترى طالع را فرح بر فرح افزود و محافظت امير نظام و سرخان را در قبضهء تعهد عمدة الملك شاهمبى نهاده ، به جانب قراكول پيشرو فرستاد و نگاه داشت باقى ماندهء امرا را به جمعى ديگر از اركان دولت عليا مفوض ساخت و دربارهء شاه سعيدبى عنايات خسروانه ظاهر كرده ، ولايت كهمرد را با چند ايماق ديگر جلد و داد و نشان و الا مشحون به مضمون مذكور و توقف در آن ولايت فرستاد . [ حكم خاقان ] از وجه امراى با اعتبار بنابر تحقيق ولايت خوست و فرخار و دربند افتادن ايشان به تقدير ملك جبار شرح اين حادثه آنكه ، چون محمد باقىبى به همراهى امراى عالىشأن بنابر حكم خاقان سكندرنشان جهت تحقيق خوست و فرخار توجه نمودند ، سرداران عقبات كيوان سمات مانند امير سهراب ( 217 الف ) و شاه منصور و از سادات خواجه كلان و سيد هاشم نخست سر اطاعت در ربقهء مطاوعت نهادند و پيش از آنچه مناسب بود بر خان اخلاص عرض دادند . و چون در آن مقام آن مقدار جاى كه همهء امرا را گنجايش بودن در يك جا نبود ، بنابرآن هريك را منزلى تعيين نمودند و كمر خدمتكارى برميان بسته بر سروپا بودند . ثانيا چون كپك ديوانه