محمد يار بن عرب قطغان
352
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
عين اليقين بر او روشن شده اگر سر اطاعت در ربقهء مطاوعت نهند و از تيغ شاه جهان امان جسته ، زمام اقتدار به قبضهء اختيار خدام عالىمقدار ، مجال تلافى و امكان تدارك نماند . و پند و نصيحت امير صافىضمير در خاطر او جايگير آمد و به مجرد زبان او مانند شمع در اطاعت آن حضرت سرگرم شد و بىتعلل از اوج رفعت به حضيض مسكنت آمده ، در قلعه را گشاده ، روز يكشنبه شانزدهم ماه به اتفاق محمد زمان بيگ شيرازى كه او نيز از امرا شاهرخ ميرزا بود با تحفهء بسيار و هديهء بىشمار بيرون آمده رو به قلعه علّيّه نهاد و به شفاعت و وساطت امير قلبابا به تقبيل و حواشى و بساط همايون مستعد گرديد و نداى إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ برآورد . آن حضرت قبول شفاعت كوكلتاش نموده رقم عفو بر جرايد جرايم قورچى بيگ كشيده و تربيت و نوازش نموده خلعت كرم بر قامت با اقبال او پوشيد و در سلك امرا داخل و منتظم گردانيد . و قلعهاى آنچنانكه هيچگاه دست تصرف خواقين عالىشأن به خاكريز آن نرسيده به واسطهء امير قلبابا مفتوح شد . و آن حضرت حكومت آن قلعه را به سلطان سعادتنشان دين محمد سلطان بن جان محمد خان داد . و امير خجسته ضمير ( 214 ب ) دوستمبى قوشچى را اتاليق او ساخته ، جميع مهمّات از كليات و جزئيات را در قبضهء تصرف او نهاد . چون خاطر عاطر از مهم آن قلعهء گردونمآثر فارغ ساخت ، كامران و كامياب با شكوه جمشيد فرّ و شوكت و آداب ، رايت ظفر انتساب به صوب ولايت طالقان برافراخت . و بعد از آنكه حوالى طالقان مخيم خيام ستارهنشان آمد ، در آن منزل سلطان شجاعتنشان هزاره سلطان بن اوزبك سلطان از جانب حصار شادمان شتافت و سعادت دستبوس خاقان فرخنده نهاد غايت شرف و كمال استعداد يافت . و آن حضرت دست عنايت بر كتف او نهاد و ذات او را به انواع ملاطفت و اصناف عاطفت مخصوص گرداند و ايالت طالقان را به محمود سلطان ولد سليمان سلطان گذاشت . و خوشى يساول [ كه ] سالهاى سال در درگاه او عزّ و اقبال يافته بود و راه و رتبهء محرميت داشت ، اتاليق او ساخت و خاطر عاطر بر تربيت او داشت . و از آنجا عزيمت به جانب بهارك افراشت و چون هواى آن مقام از نزول موكب همايونفرجام مشكآميز و عنبرفام شد ، در آن منزل حضرت ولايتپناه شيخ خليل الله بنابر امتثال فرمان خان با عزّ و جاه تشريف نمود و به شرف ملاقات اشرف غايت عزّ