محمد يار بن عرب قطغان
328
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
آن حضرت انتشار يافت ، از اطراف و جوانب متوالى و متعاقب سردار اين جهان و گردنكشان زمان و سادات روى اميد به درگاه همايون نهادند و به سعادت پاىبوس خدام فلك احتشام مشرف شده ، ابواب عنايت بر وجوه دولت خود گشادند . و حضرت خاقان سكندرنشان شكاركنان طى منازل و قطع مراحل مىنمود تا در اواخر ماه رمضان در دار السلطنهء بخارا نزول اجلال فرمود و عيد رمضان را در دار السلطنهء بخارا كه مقامى است فرخنده به رسم و آيين پادشاهان چنگيزى از شهر به مصلى رفته به ادا رسانيد . و بعد از آنكه نماز عيد و آداب آنروز سعيد ادا گردانيد از نمازگاه برگشته ترتيب جشن عيد صيام نمود و ابواب شوق و بىغمى و درهاى ذوق و خرمى به روى ارباب دولت و اصحاب مسرّت گشود . و هم در آن مجلس ولايت ( 197 ب ) تاشكند را با توابع و لواحق به برادر خويش عبد القدوس سلطان و به همراهى بعضى فرزندانش عنايت فرمود و سلطنت قبة الاسلام را به فرزند خويش عبد المؤمن سلطان ارزانى داشت و جان گيلدىبى را لايق ساخته ، حكومت فرغانه را به اسفنديار سلطان تعيين ساخته و شهر سبز را در قبضهء اقتدار مؤمن سلطان گذاشت . و به تاريخ اواخر محرم كه خاقان با احتشام در ولايت چهارجوى به تماشاى شكار اشتغال داشت و از جانب شبرغان كس آمده ، واقعهء هايله فوت عبد اللطيف سلطان بن اسكندر خان را مشخص آن حضرت ساخت . چون وقوع اين حادثه به سمع شريف رسيد ، به فوت برادر محزون و متألم گرديد و عنان تمالك و تماسك از دست اقتدار آن حضرت بيرون رفت . ثانيا در آن واقعهء هايله به قضا زبان رضا داده ، زبان به كلمهء استرجاع يعنى إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ گويا گردانيد و به ترويح « 1 » روح برادر ، صدقات فراوان و اطعام بىكران به مستحقان رسانيد . و بعد از ظهور اين حادثه ، ولايت شبرغان را با توابع و ملحقات آن به امير عبد الصمد ارزانى فرموده و پايهء رفعت او را به فرق فرقدين رسانيد و رتبهء دولت افزود . و هم در اين ولا فرمان جهانآرا صدور يافت كه دوستم بى بن تنگرى قلى قوشچى كه سالهاى فراوان در سمرقند امير الامرا بود و منصب اتاليقى اسفنديار سلطان ، حكم شرف نفاذ پذيرفته است كه بىتوقف به اوراتپه رفته ، نشان حكومت شهر سبز كه در عوض مرغينان و اندجان مسطور
--> ( 1 ) . س : تزويج .