محمد يار بن عرب قطغان
322
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
معنى موجب كسر ستور دولت ما خواهد - ان شاء اللّه - اگر صورت فتح و نصرت نقاب از پيش رو گشايد ، به هرچه مصلحت وقت باشد عمل فرمايند . و همان روز مردم درون را خلعت داده بازگردانيد و حكم فرمود كه جميع سلاطين و امرا نصرتقرين و سپاه ظفر آيين طرح قشلاميشى انداخته خانهها از نى و چوب سازند ، اسباب زمستان چنانچه بايدوشايد به هم رسانند . اما پيش از آنكه صورت خواستهء آن حضرت چهره از حجلهء غيب گشايد ، فرمان جهان مطاع خانى شرف ظهور يافت كه شب چهارشنبه دوم ماه شعبان عساكر فيروزىنشان تهيهء اسباب جنگ كرده ، روى توجه به فتح قلعه نهند . برحسب فرمان همايون ، شب دلاوران نصرتنشان جوشن دلاورى در بر و مغفر دلدوزى بر سر ، دامن زره و خفتان در گرد كمر مانند پيل دمان و شير ژيان در حركت آمدند و بر مثال باد كه عرصهء خاك بىمايه و نشاط آن گروه به شكست آرد ، روى به جانب قلعه آوردند . و اسفنديار سلطان سالهاست كه جهت قتل پدر از اعدا بى بر آرزو دارد ، همچو آتش خروشان و درياى جوشان روى توجه به سوى قلعه نهاد و به همراهى قلبابا كوكلتاش با ساير سرداران لشكر و گردنكشان ( 193 ب ) كينهور به صوب قلعه و حصار بازوى اختيار افراشتند . آوازه نقاره و صداى كوس بر فلك آبنوس افتاد و آوازهء نعرهء دلاوران و فريادهاى دهل مبارزان روى به قبهء آسمان رفته كيوان نهاد . در آن شب به فرمودهء شهريار * شهى جمنشان خسرو كامكار سوى باره رفتند چندان سپاه * كه بر بارهها تنگ شد جايگاه فغان دهل كز فلك درگذشت * گران شد سپهر و سراسيمه گشت نخست از سلاطين با اقتدار * سوى قلعه درماند اسفنديار به همراه سلطان به فرمان شاه * كوكلتاش شده جانب قلعهگاه نهان زير جوشن سراپاى او * مرصع سلاحى به بازوى او ديگر كينهجويان با فرّ و هنگ * زير « 1 » پاى باشد به شكل نهنگ سپرهاى سر از پى كارزار * به هم روى آورده سوى حصار گشادند بازو به شمشير و تير * برآمد خروش ده و داروگير
--> ( 1 ) . س : زيره