محمد يار بن عرب قطغان

309

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

چون در آن وادى در اردوى حضرت اعلى قحط و غلا روى داده بود ، رأى عالى اقتضاى آن فرمود كه شاهم‌بى ارغون را كه پيوستهء او مصالحه اهل سيرام به وقوع آمده بود به جانب سيرام فرستد ، به جهت آنكه عبد الكريم سلطان و برادران او در مقام خدمتكارى و طريقهء اطاعت و فرمانبردارى ثابت‌قدم باشند ، بايد كه يكى از ايشان به موجب ظفرنشان آيد و مردم ماكه براى غله توجه به آن طرف نمايند ، از آوردن غلّه و بار هيچ وقت مانع نيايند . بعد از آنكه شاهم‌بى مذكور رخصت يافت ، به جانب سيرم شتافت و آنچه مضمون رسالت بود معلوم ايشان ساخت ، سلطان‌زادگان نخست احترام تمام نموده ، در موضع لايق فرود آوردند . و روزى چند به وعده او را نگاه داشتند ، ليكن انديشهء آن داشتند كه امير مذكور را به قتل رسانند . اما شاهم‌بى از اين حال بىخبر و مردم لشكر قطارهاى شتر و استر آورده ، غلهء فراوان بردند و بار ديگر بيشتر از پيشتر مردم آمده ، خواستند كه غلّه گيرند . در اين اثنا عبد الكريم سلطان به اتفاق برادران و مردم سيرام قصد استقبال شاهم‌بى روى آوردند . با وجود اينكه « 1 » سيراميان به واسطهء امير شاهم در ظل حمايت حضرت خان سكندرمرتبه در منازل و اوطان خويش به فراغت بودند ، ناگه والدهء سلطانان بر مكر و حيلهء فرزندان مطلع گشته ، كس به جانب شاهم‌بى ( 184 ب ) فرستاد و صورت اين معنى را پيغام داده ، فرمود كه شاهم‌بى بىتوقف رخش عزيمت به جلوه درآورده ، روى به اردوى كيهان‌خوى گذارد زيرا كه در اين ولا استماع افتاد كه پولاد قوشبيگى با فوجى كثير از اشرار روى به اين ديار نهاده است ، مبادا از صدمهء سپاه او آسيبى به ذات حميده‌صفات شجاعت سمات رسد و زياده بر اين توقف ننمايد . بنابرآن شاهم‌بى از راه احتياط و حزم كه پيش « 2 » ارباب خرد محمود است ، پاى در ركاب عزم آورد و از حوالى سيرام به جانب معسكر همايون‌فرجام كوچ كرد . اتفاقا دو مرحله طى نموده بود كه ناگاه سياهى سپاه اعدا از پى ظاهر شد . شاهم‌بى كه به مزيد شجاعت و زيادتى جلادت از امثال و اقران خويش امتياز تمام داشت از غايت نام و ننگ ، هنگام مقاتله و جنگ ، بىلبث و درنگ ، از مراسم دلاورى و لوازم جرأت و بهادرى دقيقه‌اى مهمل نمىگذارد ، بىتوقف توكل كل بر آفريدگار جزء و كلّ نموده ، فرمود تا دلاوران ظفراثر قطارهاى شتر و استر بر گرد سپاه و

--> ( 1 ) . س : كهنهء . ( 2 ) . س : پيش بود .