محمد يار بن عرب قطغان
272
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
زمان تدارك آن مشكل كه در حيز امكان درآيد و در حدوث وقايع كه از جانب اعدا روى مىدهد هيچگونه مدد او نيز به ما نمىرسد ، به خاطر چنان مىرسد كه تنبيه او نموده شود - ان شاء الله تعالى - از ولايت او هرچه نخست در حوزهء تصرف آيد ، به ملازمان ارزانى خواهم داشت . و پس از آنكه خاطر او را به انعام شاهانه و اكرام خسروانه ( 158 ب ) نواخت ، از آن موضع كوچ كرده ، به جانب لب آب ماهچهء جهانتاب برافراخت . و چون موكب همايون بر لب آب جيحون سراپردهء شاهى بر اوج ماه به رخ ماهى كشيده و از آب عبور نموده ، نخست به طرف اندخود عزيمت نموده ، متوجه آن صوب گرديد . و دين محمد سلطان آن ولايت را در وجه اقطاع برادر خردتر خويش شاه محمد سلطان تعيين نموده بود . اتاليقى او را به امير جان دولت نيمان تفويض فرموده و او كسى بود كه تبع فراوان و حشمت بىپايان داشت و عنان امور آن ناحيت به دست فرو گرفته ، در آن حدود سر بر اوج سپهر كبود مىافراخت . و چون حضرت اعلى بر گرد آن قلعه نشست و دور او را چون نقطهء مركز احاطه نموده دايره بست و جان دولت بى توهم بىقياس به خود راه داده ، قلعه را به روى آن حضرت محكم گرداند . و لشكر فيروزىاثر بنابر حكم خاقان خجسته سير اسباب فتح حصار و آلات و ادوات رزم و پيكار مهيّا ساخته و رايت جنگ و محاربه افراختند . و استاد هنرور استاد روحى توپچىباشى به سنگ عراده و منجنيق شكست طاق در كيوان افكندى و به شرر شعلهء تفنگ ، آتش در اساس قلعهء شهر زدى ، ضربهزنى ترتيب داد . به وزن بخارا يك من سنگ در دهان مىانداخت و به ضربات پياپى برج و بارهء آن را بر خاك انداخت و ديوار آن را كه در محكمى سدى بود ، زنبورخانه ساخت . بنابرآن ، حاكم آنجا راه معذرت پيش آورد و دست در ذيل شفاعت اوزبك سلطان محكم كرد و جناب سلطان را وسيلهء نجات و دستآويز خلاص دانسته ، بالاى حصار كشيد ( 159 الف ) و كليد قلعه را در قبضهء تصرف ملازمان او نهاده ، خود را در سلك خدام منتظم گردانيد . چون حدوث اين واقعه بر اين نهج سمت وقوع يافت ، آن حضرت رعايت توره و ياساق قديم نموده جهت مباركباد متوجهء سلطان گرديد ؛ چه اوزبك سلطان ماهى چند از حضرت عبد الله خان بزرگتر بود . بعد از آنكه به پاى باره رسيد ، سلطان بر سر قلعه آمده ، هم از آنجا مكالمه نمود و دروازه را به روى او نگشود . حضرت اعلى را ازين رهگذر ملالتى بىحد افزود و از پايان مباركباد گفته ، برگرديد و بىتوقف كمند تسخير بر فراز كنگرهء شبرغان انداخت .