محمد يار بن عرب قطغان
260
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
مخاصمت افراختند . و دور آن قلعه را چون حوادث روزگار به يك بار فرو گرفته ، محل نزول لشكر شياطين عدد ساختند و كس فرستاده پادشاهان حصار را فرا آورده و ضميمهء سپاه خويش كردند . و اسامى سلاطين كه در آنروش بودند و دور قلعه را اهتمام مىفرمودند ، بر اين موجب است : از سلطانان سمرقندى گراى خان و سلطان سعيد سلطان و خداى بردى سلطان و جوانمرد على خان و ابدال سلطان و ابو الخير سلطان و مظفر سلطان و مهدى سلطان و از خواقين تاشكند : بابا سلطان و امين سلطان ، دوست محمد سلطان و خوارزم شاه سلطان و قاسم سلطان و طاهر سلطان ، از پادشاهان ( 150 الف ) حصار شادمان : هاشم سلطان و جعفر سلطان و مظفر سلطان و ابو القاسم سلطان و محمد قاسم سلطان و محمد شريف سلطان . القصه ، چون آن سپاه بىحد و بىمروت لشكرى از موروملخ بيش به هم پيوستند ، بر دور آن قلعه حلقه بسته ، تنگتر از دايرهء ميم نشستند . و خسرو سلطان مضمون اين واقعه را به حضرت صاحبقران معروض نمود و استدعاى امداد فرمود . چون خبر تحصين خسرو سلطان به مسامع عليّهء حضرت صاحبقران رسيد ، نخست به جانب دين محمد سلطان كسى فرستاد ، مضمون واقعه را معلوم او گردانيد و همچنين فرمان داد كه سپاه ظفرصايب از اطراف و جوانب رايت عزيمت افزايند و در صحراى كسبى كه محل اجتماع است ، مقام سازند . و پيش از همه اخوان اوزبك سلطان به بخارا تشريف حضور فرمود . و بعد از شرف مجالست ، خان سكندرمرتبت ، در چهار باغ خيابان جشنى پادشاهانه ساخت و قرعهء مشورت نيز در ميان انداخت . بعد از مراسم كينكاش و مصلحت رأى ايشان برآن قرار گرفت كه نخست به صوب سمرقند توجه فرمايند چه هرگاه والى سمرقند و حكام فرغانه و تاشكند از توجه خان سكندرمانند اطلاع يابند ، يحتمل كه از محاصرهء قلعهء كش برخاسته ، به جانب مملكت خويش شتابند و خسرو سلطان از تحصين آن خلاص گردد . بنابرآن روى توجه به جانب اهل طغيان نهاده و چون موضع خام رباط كه از توابع مشهورهء بخاراست معسكر عساكر گردوناثر شد ، آن حضرت جمعى از دلاوران سپاه و جانبازان درگاه را طلبيده ، رقم سرداران گروه باشكوه را به نام امير شجاعتفرجام على مراد بهادر كشيد و جهت زبانگيرى به جانب دشمن ( 150 ب ) روان گردانيد . و چون على مراد بهادر به اتفاق امرا مانند شاه سعيد اوغلان و قلقان قولاغبى و غير هما توجه نموده ، اتفاقا در منزل جام كه آن را يام نيز گويند و از توابع سمرقند است ، در اول روز تلاقى فريقين روى داد و از طرفين دلاوران جانبين به هم