محمد يار بن عرب قطغان
248
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
عاطر و ضمير خجسته مأثر ظهور تسخير نسف ساير و داير گشت . بنابرآن در اوايل ماه رمضان سنهء مذكور حسب الفرمان خان به شجاعت مشهور خسرو سلطان بىتوقف رخش عزيمت به جلوه درآورده ، روى به محاصرهء نسف كرد . آن زمان در قرشى خداى بردى حاكم بود . چون از نهضت آن حضرت اطلاع يافت ، قدم ( 141 ب ) در طريقهء خلاف مانده ، به وادى نزاع شتافت و آنچه خواست مردم را با خود درآورده ، قتل مقرر ساخت . و چون ايام محاصره به تنگ رسيد ، بنابر استدعاى بعضى از اركان دولت شهريار سكندرمرتبت ، مهم آن ولايت را در حيز مهلت افكنده ، به جانب مركز دولت يعنى شهر سبز متوجه گرديد . و به جهت آنكه خداى بردى سلطان از تاخت و باخت سپاه باشكوه به غايت ستوه آيد و ولايت نسف بىكلفت در قبضهء اختيار آيد ، دوستم سلطان برادر خويش را در كسبى گذاشت و رقم تسخير آن ولايت بر صفحهء بال و صحيفهء خيال او نگاشت . و در اين ولا رشيد خان ، سلطان سعيد سلطان را به همراهى خيل و خدم و طبل و علم به سمرقند فرستاد چون سلطان مذكور در وقت تيرماه به خطّهء فردوسمانند سمرقند آمده و قدم بر اوج سرير سلطنت و فراز مسند گذاشت ، در اين اثنا سلطان ياربى دورمان از نواب عباد الله سلطان « 1 » جدا شده ، به سمرقند شتافت و به غايت اعزاز و احترام يافت . القصه ، چون زمستان به آخر رسيد ، خاقان ظفرنشان ديگربار در اول بهار موافق سنهء خمس و ستين و تسعمائة با سپاه آراسته و لشكر پيراسته به صوب نسف متوجه گرديد و قلعهء آن را چون نقطهء مركز احاطه كرد بر همهء مردم مورچل مقرر فرمود . آن زمان سلطان ياربى دورمان نيز به حصار نسف به جهت امداد خداى بردى سلطان از سمرقند آمده بود و همواره در دفع و منع سپاه منصور جدّ و جهد تمام مىنمود و هميشه از طرفين مبارزان جانبين طريق نزاع و خلاف مىپيمودند و از غايت فتنه و ستيز جنگ مىنمودند . و بعد از آنكه ايام محاصره به دو ماه ( 142 الف ) رسيد و زمان تحصين به امتداد كشيد ، از طرفين امراى جانبين آمد شد نموده ، حكايت صلح در ميان انداختند . بر اين نهج كه ولايت نسف در ضبط اختيار خان سكندرشعار درآيد و تومان ساغرج را به عوض آن به خداى بردى سلطان تسليم نمايند . چون صورت مصالحه بر اين وجه چهره گشاد ، آن حضرت رو به مركز عزّت نهاد . نواب عباد الله سلطان را از ساغرج پيش خود آورده ، از ولايت بخارا سه تومان داد و ولايت نسف را
--> ( 1 ) . س : عبد الله سلطان .