محمد يار بن عرب قطغان
242
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
جانب سمرقند پيش برادر خود بابا سلطان شتافت . و حضرت اعلى ولايت كرمينه را متصرف گشته ، لواى سلطنت برافراخت . ذكر تسخير نمودن حضرت خان سكندرنشان ولايت كش را از هاشم سلطان بن برندوق خان و تفويض نمودن به خسرو سلطان و شرح اينحال بر سبيل اجمال آنكه ، چون خان سكندرنشان فى الجمله از مهم مملكت كرمينه فراغت يافت ، اورق را در كوقين به همراهى عبد القدوس سلطان مانده خود به اتفاق برادران ديگر مانند اوزبك سلطان و خسرو سلطان عنان عزيمت به شهر سبز برتافت . و در آن زمان والى آن ديار هاشم سلطان بود كه با سپاه بسيار در آن قلعه وطن داشت با وجود غلبه و ازدحام اعدا اصلا به خاطر چيزى راه نداد و نماز شام در تمشق اسبان را جود داده ، به طريق ايلغار روى ( 137 ب ) توجه به آن صوب نهاد و شب به حوالى قلعه برسيده ، حسب الحكم سكندرفرمان ، دلاوران بهرامنشان ، شاتو و نردبان گرفته بر سر فصيل مانده ، برآمدند و صداى نفير و كرناى بر اوج فلك مستدير رسانيدند . چون اهل حصار از عروج سپاه ظفر شعار خبر يافتند ، سراسيمهوار از خواب غفلت بيدار شده به قصد رزم و پيكار شتافتند و بعد از محاربه و مقاتله كه از طرفين روى داد ، هاشم سلطان فرار بر قرار اختيار نموده به هزار حيله و نيرنگ از شهر بيرون آمده هزيمت به صوب حصار شادمان كه وطن اصلى اوست ، نهاد . و چون ولايت آنچنان در تحت تصرف حضرت اعلى قرار يافت ، آن حضرت حكومت آن ولايت به خسرو سلطان ارزانى داشت . محاربه نمودن خان گيتىافروز و دوستنواز دشمنسوز به اولاد نوروز احمد خان دوبار در يك روز و هزيمت يافتن آن فرقهء بدآموز شرح اين مقال و بيان اينحال ، چون نوروز احمد خان فوت گرديد و حكومت سمرقند به فرزند او بابا سلطان رسيد ، او ثانيا به جهت مشورت بعضى از اركان دولت ، گراى خان بن عبد اللطيف خان را كه از وارثان آن ولايت بود ، با خود « 1 » شريك ساخت و اگرچه روزى چند گراى خان اظهار اتحاد مىنمود ليكن از روى معنى به او طريق خلاف مىنمود . زيرا كه
--> ( 1 ) . س : با وجود