محمد يار بن عرب قطغان

مقدمهء مصحح 28

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

كشيده شد . وى در فاصلهء سالهاى 1005 - 989 ه . ق بارها به مناطق شمال شرقى ايران يورش آورد . اگرچه ، ابتدا عليقلى خان شاملو وى را تحريك به تسخير خراسان نمود اما چون عبد الله خان در 996 ه . ق به خراسان آمد ، از كردهء خويش نادم گشت و در قلعهء هرات تحصن گزيد . عبد الله خان كه از پيمان‌شكنى عليقلى خان آزرده‌خاطر شده بود ، هرات را در محاصره گرفت . شش ماه محاصره ادامه يافت و عليقلى خان به اميد رسيدن كمك از دربار ايران همچنان مقاومت مىورزيد اما ظاهرا بر اثر تحريكات مرشد قلى خان استاجلو هيچ مددى از شاه عباس دريافت نكرد . سرانجام بر اثر فقدان آذوقه ، شيوع بيمارى و خيانت ملامير باخرزى ناچار با ازبكان در صدد مصالحه برآمد . ازاين‌رو ، پير بوداق سلطان را با ابو طالب بيگ اردوبادى مستوفى خود و چند تن از معتمدان نزد عبد الله خان فرستاد . او نيز به تحريك ملامير باخرزى و ميرزاى ارباب و ابو المحسن غوريانى ، « 1 » پيشنهاد عليقلى خان را نپذيرفت و ايلچيان را كشت و عاقبت پس از يازده ماه محاصره هرات را گرفت و عليقلى خان شاملو ، حاكم آن ناحيه ، را كشت و حكومت اين شهر را به مير قلباباكوكلتاش ، از بزرگان سمرقند داد . در فتح هرات كه فرماندهى آن به عهدهء عبد المؤمن خان بود ، بسيارى از عالمان شيعه چون مولانا محمد مشكك رستمدارى ، مير على مفضل استرابادى ، شيخ على مشهور به ابن خاتون به قتل رسيدند . اما عبد المؤمن خان فرزند عبد الله خان كه توقع داشت پدر حكومت شهر را به او واگذار كند ، از اين امر خشمگين شد و كينهء پدر را در دل گرفت . اگرچه قلبابا كوكلتاش در دوران حكومت خود تا حدى از ظلم و ستم جلوگيرى كرد ، « 2 » اما با اين وجود مردم هرات صدمات زيادى متحمل شدند . شاه عباس با دريافت خبر تصرف هرات و قتل حاكم آن ناحيه ، عزم انتقام از ازبكان و تصرف آن ناحيه را جزم كرد و به خراسان لشكر كشيد ، ولى با شنيدن خبر حملهء عثمانيان به ناچار به آذربايجان بازگشت و از جنگ با عبد الله خان ازبك خوددارى ورزيد . اين امر عبد الله خان را گستاخ‌تر كرد و پسر خود عبد المؤمن خان را در 988 ه . ق به فتح خراسان گسيل داشت . عبد المؤمن خان نيز به مشهد تاخت و آنجا را در محاصره گرفت . اهالى آنجا پس از چهار ماه مقاومت ، سرانجام به سبب

--> ( 1 ) . عالم‌آراى عباسى ، ج 1 ، ص 387 . ( 2 ) . همانجا ، ص 389 .