محمد يار بن عرب قطغان
197
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
حميده و اوصاف محموده معروف ، زيرا كه در جويبار سلطنت و شجرهء دولت ثمرهاى به از او نداده و در كنار مملكت مادر روزگار ، فرزندى خوشتر از او نزاده . شاه فلك قدر ثريا مكان * خسرو جم حشمت انجمنشان با وجود آن رعايت يساق و تورهء قديم نموده با صاحبقران سكندرنشان ابو الغازى عبد الله خان متابعت مىنمود و كمر اخلاص بر ميان ( 111 ب ) بسته ، دايمى چون سايهاى همراه مىبود و در وقت جهانپيماى و هنگام كشورگشايى مانند آفتاب تيغها زده ، قلاع با رفعت و حصار « 1 » آسمان بسطت مىگشود . زيرا كه صاحبقران سكندرنشان به حسب دوستى « 2 » رعايت آن را از آنچه بايدوشايد مىفرمود . و صاحبقران سكندرنشان نيز نسبت با ساير برادران التفات و عنايات « 3 » به او « 4 » بيشتر داشت و ولايتكش كه در ابتداى حال قبل از فتح بخارا مسخر بنموده ، به خسرو سلطان گذاشت . بعد از آنكه ولايت نسف پس از فتح بخارا در حوزهء تسخير صاحبقران كشورگير درآمد ، آن ولايت را « 5 » نيز ضميمهء مملكت كش ساخت . امّا روزى كه خسرو سلطان در صحراى سنگ سوراخ به شكار آهو مىپرداخت ، ابو الخير سلطان بن جوانمرد على خان فرصت غنيمت شمرده ، به صوب كش شتافت و به حيله و نيرنگ در ماه جمادى الثانى سنهء 975 آن بلده را مسخر نمود . و طغمه اتاليق و برادر او جولاق اتاليق را دستگير كرده ، حكم بر قتل ايشان فرمود . و خان بىبى دختر خسرو سلطان را در عقد نكاح خودش « 6 » درآورده ، لواى سلطنت و كامرانى و علم عشرت و شادمانى در آن مملكت برافراخت . و خسرو سلطان چون از اين معنى خبر يافت ، نزد صاحبقران سكندرنشان كس فرستاده از اين واقعه او را مطلع ساخت . و صاحبقران سكندرمثال ، بىتوقف و اهمال ، به طريق سرعت « 7 » و استعجال ، به طرف كش ايلغار انداخت و خسرو سلطان را گرفته « 8 » ، ابو الخير سلطان را محاصره داشت . در اين اثنا استماع افتاد كه بابا سلطان به اتفاق ساير برادران و سپاه تاشكند و تركستان و لشكر اخسى ( 112 الف ) و اندجان به سمرقند نزول فرمودند . و
--> ( 1 ) . ت : حصون . ( 2 ) . ت : به حسب سن دو سه ماهى ازو بزرگتر بود . ( 3 ) . س : عناياد ( 4 ) . س : « به او » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد . ( 5 ) . س : « را » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد . ( 6 ) . ت : خويش ( 7 ) . س : « به طريق سرعت » و ندارد ، از نسخهء « ت » افزوده شد . ( 8 ) . ت : همراه گرفته .