محمد يار بن عرب قطغان
مقدمهء مصحح 23
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
اين امر بر سلطان بايزيد دوم عثمانى سخت گران آمد . زيرا دولت عثمانى به دولت مقتدر ازبكان سنّى مذهب و يارى آنان در مقابله با شاه اسماعيل شيعى مذهب اميد داشت . اگرچه سلطان بايزيد دوم پس از فتح خراسان سفيرى به دربار شاه اسماعيل فرستاد و اين فتح را به وى تبريك گفت ، اما با اندكى تعمق مىتوان دريافت كه آن پيام تبريك بسيار حائز اهميت و پرمعنا بوده است ، زيرا شاه اسماعيل پس از قتل محمد خان شيبانى ، پوست سر او را كند و پر كاه نمود و همراه نامهاى براى سلطان فرستاد : « مسموع شد كه در مجلس تو مذكور مىشده كه غريب دولتى در سر شيبك خان مىبينم . آن سرى را كه تو پر از دولت ديده بودى بعون عنايت الهى و امداد ائمهء طاهرين پر از كاه كرده به جهت تو فرستاديم . « 1 » » سلطان عثمانى ، گرچه از ديدن سر شيبك خان برآشفت ، اما خشم خود را فروخورد و به سبب فتح خراسان نامهاى تبريكآميز براى شاه اسماعيل ارسال كرد . ديگر از نتايج مهم فتح مرو ، گسترش حوزهء متصرفات شاه اسماعيل تا جيحون بود . « 2 » از سوى ديگر ، در نتيجهء اين فتح ، روابط ظهير الدين محمد بابر گوركانى با شاه اسماعيل رو به فزونى گذاشت « 3 » و اين گسترش روابط بعدها زمينهء مساعدى براى رواج فرهنگ فارسى و مذهب تشيع در هند فراهم آورد . ظهير الدين محمد بابر چون در جنگ با محمد خان شيبانى بر سر تصرف سمرقند شكست خورد ، پس از چند سال سرگردانى به كابل رفت و آنجا را در سال 910 ه ق تصرف كرده و بعد بر قندهار و غزنين و بدخشان دست يافت . اما با مرگ محمد خان شيبانى ( 916 ه ق ) به ماوراء النهر بازگشت و براى سومينبار سمرقند را گرفت . مردم سمرقند نخست از او استقبال كردند ، ولى اندكاندك نسبت به او كه در مقام دستنشاندهء شاه اسماعيل صفوى
--> ( 1 ) . نك : جهانگشاى خاقان ، ص 381 و روابط سياسى و اقتصادى ايران در دورهء صفويه ، ص 7 . ( 2 ) . تاريخ شاه اسماعيل صفوى ، ص 71 . ( 3 ) . تاريخ روابط ايران و هند در دورهء صفويه و افشاريه ، صص 30 - 28 .