محمد يار بن عرب قطغان
182
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
ساختند . و آن شهريار فرخندهنشان ، رعايت رسم قديم نموده ، سمرقند را به امر و فرمان كوچكونجكى خان و محمد تيمور خان ساخت و ايالت ولايت تاشكند را [ به ] سيونجك خان باز گذاشت و حكومت بخارا كه موروثى عبيد الله خان بود ، به آن حضرت مقرر نمود . ولايت قراكول را به رسم جلدو به عبيد الله خان تفويض فرمود . و تمامى ميانكال و هزارهء نور « 1 » و سغد كلان [ و ] سمرقند را جهت خود و فرزندان خويش نگاه داشت و لواى حشمت در آن مملكت برافراشت . و زمانى كه يار احمد اصفهانى كه ملقب به نجم ثانى بود ، به موجب فرمان شاه اسماعيل به سرعت و تعجيل به عزم تسخير ماوراء النهر با لشكر بهرام قهر به همراهى بابر ميرزا به نواحى بخارا نزول فرمود و تيمور محمد خان و ابو سعيد خان پناه به قلعهء غجدوان برده بودند و بر سر ايشان رفته محاصره فرمود ، آن زمان جانى بيگ سلطان به همراهى عبيد الله خان از بخارا برآمده ، بر سر اعداى دين شتافت و از آنجا كه كمال جلادت و مردانگى داشت ، جمعيت مخالفان را ناچيز انگاشته « 2 » بىمحابا بر سر ايشان تاخت و بيرام بيگ قرامانلو « 3 » كه مقابل او بود ، از بالاى زين بر زمين انداخت . و امير نجم ثانى از مشاهدهء اين حال مضطرب گشته ، روى از معركهء ميدان برتافت و در اثناى گريز به زخم تير در ميان قرابتان پرستيز انداخت . و همواره با عبيد الله خان ( 104 الف ) در كشورگشايى و گيتىستانى موافقت مىنمود و در تسخير بلاد خراسان نيز با عبيد الله خان موافق بود و ممالك بلخ را از قبضهء تصرف محمد زمان ميرزا بيرون آورده ، به ولد خود گستن قرا سلطان عنايت فرمود . « 4 » الحق ، جانى بيگ سلطان شهريارى بود دينپرور ، شريعتگستر ، عالىشأن ، وافر الاحسان . ( نظم : ) تعالى الله زهى شاه « 5 » مكرّم * مباهى از وجودش آل خاتم ظلال دولتش از بخت بيدار * پناه تاجداران جهاندار و صيت شجاعت و دلاورى او به همه جا رسيده ، آوازهء صلابت و بهادرى او بر فلك گوش ملك شنيده .
--> ( 1 ) . س : نو ( 2 ) . س : ناانگاشته ( 3 ) . س : قرامانى ( 4 ) . س : به ولد خود گذاشت ، قرا سلطان عنايت فرمود . ( 5 ) . « ت » ، « س » : شاهى .