محمد يار بن عرب قطغان

171

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

سلطان همراهى بابا سلطان اتفاق كرده « 1 » و غايت اقتدار و كمال دلاورى ظاهر مىساخت . بعد از آنكه بلدهء تاشكند فتح يافت ، عبد الكريم سلطان « 2 » والدهء خود را به پايهء سرير خلافت مصير فرستاد و صاحبقران سكندرنشان بنابر عجز و شكستگى آن عورت و شفاعت امير كبير شاهم ارغون از سر جريمهء او درگذشت و ترحم « 3 » نموده ، به « 4 » ولايت سيرام متعرض نگشت . در محاصرهء صبران ، شاهم‌بى بنابر فرمان آن حضرت متوجه سيرام گشت و عبد الكريم سلطان اول « 5 » به او تعظيم امر مذكور بجاى آورده ، اظهار اطاعت نمود . ثانيا به وساوس بعضى از مردم فتنه‌انگيز در سر ستيز و آويز آمده ، شاهم‌بى را حبس فرمود . عاقبت والدهء او در ميان افتاد و رأى عبد الكريم سلطان را از آن دغدغه بازگرداند و شاهم‌بى را از آن بند نجات داد . و بوزه خور سلطان كه پناه به او آورده بود گرفته ، به شاهم‌بى سپرد . و شاهم‌بى سر او را بىتوقف بريده ، به پايهء سرير خلافت مصير برد . چون اساس دولت اولاد براق خان بالكلّ انهزام يافت ، عبد الكريم سلطان متوهم گشته ، به جانب صحرا شتافت و زمانى كه صاحبقران سكندرنشان قلعهء وى را « 6 » محاصره نموده ، عبد الكريم سلطان خروج كرده تا ولايت ديزق تاخت فرمود . و پس از آنكه صاحبقران سكندرنشان از ولايت خراسان خاطر خود را جمع ساخته ، در اول بهار جهت گوشمال او سوار شده ، به طرف دشت ايلغار انداخت . و عبد الكريم سلطان سوار شده به طرف دشت ايلغار انداخت . و عبد الكريم سلطان خبر يافته ، چون برق‌وباد روى به وادى فرار نهاد و اهل « 7 » و ( 98 الف ) عيال و مال و منال خود را گذاشته ، وجود خود را به منغيت رساند . و عساكر نصرت‌شعار بر سر ايل و الوس او رسيده ، دست به قتل و غارت گشادند . بعد از مراسم قتل و تاراج اسيران را گرفته ، خود را به موكب عالى رساندند [ ؟ ] « 8 » به صوب بخارا برافراخت . « 9 » و مردم منغيت در اندك زمان بر سر عبد الكريم سلطان رفته ، قلم « 10 » بر

--> ( 1 ) . ت : عبد الكريم سلطان همراهى كرده ، به بابا سلطان اتّفاق داشت . ( 2 ) . س : « غايت اقتدار و كمال . . . عبد الكريم سلطان » ندارد ، از نسخهء « ت » افزوده شد . ( 3 ) . س : در چشم نموده . ( 4 ) . س : « به » ندارد ، از نسخهء « ت » افزوده شد . ( 5 ) . ت : اول بار . ( 6 ) . ت : هرى . ( 7 ) . س : « اهل » مكرر . ( 8 ) . س : يك كلمه خوانده نشد . ( 9 ) . « ت » ، « س » چنين است . به نظر مىرسد جملهء صحيح اين‌گونه باشد : « به موكب عالى رساندند [ علم عزيمت ] به صوب بخارا افراخت . ( 10 ) . س : قتل .