محمد يار بن عرب قطغان

168

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

دولت باقى محمد خان جمعى كثير از مردم تركستان از ايل ابول منغيت شخصى « 1 » را كه به عبد الغفار سلطان بقدرى مشابهت « 2 » داشت ، عبد الغفار نام نهاده خروج نمودند ، ولايت تركستان و تاشكند و اخسى و اندجان را فتح نموده ، ايشم سلطان و بهادر سلطان و ساير سلاطين قزاق را هزيمت داده و جمعى ديگر كه تقليد به او كرده ، به مكر و تزوير خود را از اولاد براق خان شمرده نزد او آمده بودند ، هريك را به ولايت حاكم كردند . و بعد از اندك روز به جهت كوكلتاش و مشورت ، برادران مزور را در تاشكند جمع ساخته تا هفده هژده كس را از اولاد براق خان مشهور بودند ، به قتل آوردند و بعد از چند روز حقيقت او نزد جماعه‌اى اوزبكيه ظاهر شده ، به قتل رسانيدند . « 3 » ذكر دوست محمد سلطان بن براق خان بن سيونجك خان و چون پدرش براق خان ولايت ميانكال را از قبضهء تصرف اولاد جانى بيگ سلطان استخلاص نمود ، ايالت ولايت كرمينه « 4 » را به دوست محمد سلطان تعيين فرمود . زمانى كه براق خان در سمرقند وفات يافت ، دوست محمد سلطان از توجه صاحبقران سكندرنشان به صوب كرمينه مطلع گشته ، به سمرقند نزد برادر خويش بابا سلطان شتافت . بعد از آنكه صاحبقران ( 96 ب ) سكندرنشان در درهء ايلان اوتى درويش خان و بابا سلطان و ساير اولاد براق خان را شكست داده و سمرقند را گرفته ، در قبضهء اقتدار و كف اختيار جوانمرد على خان نهاد ، و اولاد براق خان چون به ولايت تاشكند شتافتند « 5 » ، ولايت اخسى را از راه قسمت به دوست محمد سلطان گذاشتند . و آن شاهزادهء ذىشوكت در آن مملكت توسن حكومت مىراند تا آن زمان كه اجل موعود دررسيد و قدم به جانب عقبى نهاد و در سراى آخرت منزل گزيد . و او را يك پسر بود هاشم سلطان نام .

--> ( 1 ) . ت : بعد از وفات عبد الله خان و عبد المؤمن خان مردم قرا قالپاق در كسان مردى . ( 2 ) . ت : مشابهتى . ( 3 ) . اين قسمت « خروج نمودند ، ولايت تركستان . . . به قتل رسانيدند » در نسخهء « ت » از نظر مفهوم با نسخهء « س » يكى است ، ولى عبارات با كمى اختلاف آمده است . ( 4 ) . س : كرمنه . ( 5 ) . س : شتافت .