محمد يار بن عرب قطغان
166
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
محمد سلطان [ كه ] شجاعترين ايشان بود ، برو فايق آمده ، اكثر ايشان « 1 » را به قتل رسانيده و خطبه و سكه را به نام خود نهاده « 2 » و باقى محمد خان را شكست داد . ذكر عبيد الله « 3 » سلطان بن بابا سلطان بن براق خان بن سيونجك خان « 4 » چون پدرش بابا سلطان در جنگ چرچيق منهزم گشته ، هريك از اولاد و احفاد او به جانبى افتاد از آن جمله عبيد الله سلطان مانند آهوى رميده و صيدى كه از دام جهد به هر طرف مىدويد و در هر شكاف و بيغوله مىخزيد ، در اين « 5 » اثنا جمعى « 6 » از مردم قزاق بر سر او رسيدند و او را گرفته ، مقيد و محبوس گردانيدند و به پايهء سرير خلافت مصير « 7 » كس فرستاده واقعه را به معروض آن حضرت رسانيدند . و صاحبقران سكندرنشان به اين كار « 8 » سر خون اتاليق جلاير را نزد سلاطين قزاق روان ساخت و عبيد الله سلطان را بنابر وعدهء ايشان طلب داشت . و سر خون اتاليق چون « 9 » نزد سلاطين قزاق رسيد و پيغامى كه داشت ( 95 ب ) گذرانيد ، « 10 » سلاطين « 11 » قزاق به امراى ديگر « 12 » اتفاق نموده ، عبيد الله سلطان را از پاى درانداختند و سر او را مصحوب سر خون اتاليق به پايهء سرير خلافت مصير روان ساختند « 13 » ، زيرا كه زنده آوردن عبيد الله سلطان در آن راه بىپايان به غايت محال مىنمود ، چرا كه در آن نواحى سه راه بود . « 14 » ذكر عبد الغفار سلطان بعد از آنكه بابا سلطان از صدمهء سپاه صاحبقران سكندر دستگاه منهزم يافت ، سوى تركستان « 15 »
--> ( 1 ) . س : « ايشان » ندارد ، از نسخهء « ت » افزوده شد . ( 2 ) . س : خوانده . ( 3 ) . س : عبد الله سلطان . ( 4 ) . س : « سيونجك خان » ندارد ، از نسخهء « ت » افزوده شد . ( 5 ) . ت : آن . ( 6 ) . س : جميع . ( 7 ) . ت : « و به پايهء . . . مصير » ندارد . ( 8 ) . س : « كار » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد . ( 9 ) . س : « چون » ندارد ، از نسخهء « ت » افزوده شد . ( 10 ) . س : « گذرانيد » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد . ( 11 ) . س : از سلطان ( 12 ) . ت : با همديگر . ( 13 ) . س : ساخت . ( 14 ) . ت : « چرا كه در آن نواحى سه راه بود » ندارد . ( 15 ) . س : دستان .