محمد يار بن عرب قطغان
75
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
معاودت افراشتن ، شيوهء مردان مرد و دليران صف نبرد نيست ، بلكه مناسب آن است كه به قندز رويم و آن بلده را مستحكم ساخته ، به تصرف اعدا باز نگذاريم . و امراى ديگر طوعا و كرها در اقصاى اين عزيمت به امير ذو النون اتفاق نموده ، متوجه قندز گشتند . و چون در ظاهر قندز نزول نمودند ، به تحقيق پيوست كه مولانا محمد تركستانى كه در قندز از مردم معتبر بود ، خواطر صغار و كبار را به متابعت مخلصان شيبانى خان مايل گردانيده ، انتظار وصول محمود سلطان مىكشيد « 1 » كه شهر را به دو سپارند . با وجود اين ، امير ذو النون قاصدان سخندان نزد مولانا محمد تركستانى و ساير قندزيان فرستاده ، ايشان را از صولت سپاه اوزبك تخويف نمود و پيغام فرمود كه مناسب چنان است كه دروازهها بگشايند تا من با ساير امراى عظام به شهر درآمده ، اطراف و جوانب آن را مضبوط گردانيم و در دفع مخالفان كوشيده ، كمال اهتمام و سعى به تقديم رسانيم . و مولانا محمد تركستانى اين سخن را به سمع قبول جاى نداد و در مقام دولتخواهى محمد خان شيبانى دروازههاى قندز نگشاد 117 و از طرف ديگر آوازهء وصول محمود سلطان اشتهار يافت . بنابراين ، امير ذو النون با ساير امرا در غايت حزن « 2 » به طريق سرعت و استعجال ، منهزم و پريشانحال مراجعت نموده ، به اردوى بديع الزمان ميرزا شتافت و در درهگز به عزّ ملاقات بديع الزمان ميرزا بررسيده « 3 » ، واقعهء قندز را و آمدن محمود سلطان را عرض نموده و بديع الزمان ميرزا چارهء كار منحصر در فرار دانسته ، روى توجه به جانب هرات « 4 » آورده و ( 47 الف ) فرزند خود محمد زمان ميرزا را با اهل حرم و بعضى از امرا از بلخ « 5 » بيرون آورده ، به دستور محمود « 6 » محافظت آن بلده را به امير سلطان قلماق بازگذاشت . محمود سلطان « 7 » در غايت تجمل و حشمت و شوكت به ولايت قندز آمده ، اكثر آن ولايت را نيز مفتوح و مسخر ساخت و لواى عدالت و رايت عنايت و شفقّت بر سر اهالى « 8 » آن ديار برافراخت و تا « 9 » احمد سلطان داماد محمد خان شيبانى را تعيين كرد و داروغگى آن ولايت را به يكى [ كه ] از اهل اعتماد بوده تعيين نموده ، به دار الملك خويش شتافت . و در
--> ( 1 ) . س : مىكشتند ( 2 ) . ت : حزن و اندوه . ( 3 ) . ت : فايز شده ( 4 ) . س : هراط ( 5 ) . س : بعضى از امراى بلخ را ( 6 ) . ت : معهود ( 7 ) . س : « محمود سلطان » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد . ( 8 ) . س : بر سرهاى . ( 9 ) . س : با